نرگسزار

یا علی گفتیم و عشق آغاز شد



 تنظيم از: جناب آقاي پرويز خليجي


 مرحوم مغفور آيت الله حاج شيخ سليمان بن شيخ عبدالعلي بهبهاني از علما و فقهاي نامدار ديار عالم پرور بهبهان که در دوره قاجاريه مي زيسته و جد خاندان معصوميَ سليماني و شريعت  محسوب مي شوند.


آن عالم فرزانه از شاگردان مبرز و زبده شيخ اعظم انصاري و بسيار مورد ملاطفت و توجه آن شيخ  قرار داشته بگونه اي که وقتي از مرحوم آخوند ملا حسين بهبهاني رحمت الله عليه براي ازدواج با دخترش خواستگاري مي کند مرحوم شيخ مرتضي انصاري اعلي الله مقامه خود خطبه عقد  و نکاح را  قرائت و قباله نکاح به خط شريفشان تحرير و ممهمور مي شود که موجود مي باشد.


ايت الله شيخ سليمان بعد از وفات استاد فرزانه اش مرحوم آيت الله العظمي انصاري به قصد تجديد ديدار با اقوام و خانواده از نجف به قصد بهبهان حرکت مي کند.


در مدخل ورودي به کشور( آبهاي ساحلي) وارد بندر ديلم  که از مناطق دور افتاده اما در عين حال داراي رونق تجاري بوده مورد استقبال عمومي قرار گرفته و معتمدين و اهالي بندر ديلم از اين روحاني فاضل درخواست مي کنند بعنوان مرجع مسايل شرعي و پاسخ به  مراجعات ديني و ترويج شريعت در اين ديار اقامت گزيند که مورد موافقت آيت الله شيخ سليمان قرار مي گيرد.


با پذيرش توطن در بندر ديلم از اهل و عيال خود در نجف اشرف مي خواهد که به سمت ديلم حرکت کنند.


پس از مدتي اقامت در بندر ديلم  آن  عالم روحاني و وارسته قصد مسقط الراس خود يعني شهر بهبهان نموده و  عازم آن شهر مي شود.


در بهبهان تصدي محراب و منبر در محل گود بقال را پذيرا شده و ضمن اقامه نماز جماعت به ترويج احکام دين مي پردازد.


اين روحاني فاضل ساليان متمادي ملجا مردم اين ديار بوده تا سرانجام در سال ????  هجري قمري جان به جان آفرين تسليم نموده و در زمين و ملک شخصي خودشان که آنزمان در جوار قلعه و خندق قديم بهبهان واقع بوده مدفون شده است که هم اينک مدرسه علميه حجت ابن الحسن العسکري اروحنا فدا در آن محل واقع است.


آن عالم روحاني سه فرزند پسر بنامهاي حاج شيخ علي معصومي. حاج شيخ محمد حسين سليماني و حاج شيخ علي شريعتي از خود بجا گذاشت که هر يک از آنها  ساليان متمادي در شهرهاي بهبهان. بندرديلم و هنديجان  و مناطق همجوار آن مرجع رجوعات شرعي و ديني مردم بودند.


آيت الله حاج شيخ محمد علي معصومي ولد ارشد آيت الله شيخ سليمان از معتمدين و مورد وثوق شيخ اعظم انصاري بوده و به درجه اجتهاد رسيده و عموم علماي نجف اشرف اجتهاد ايشان را تصديق کرده اند.


ايشان علاوه فعاليت در عرصه هاي ديني و مذهبي از مبارزان با استعمار و عوامل آن  بشمار مي رود و شرح حالات و مبارزات سياسي شيخ در کتاب فارس و جنگ بين الملل درج شده است.


اين روحاني نستوه در سن ?? سالگي به ديار باقي شتافت و بر اساس وصيتنامه در جوار قبر والد مرحومشان آقا شيخ سليمان در قبله بهبهان مدفون شد.


مرحوم آيت الله حاج شيخ محمد حسين سليماني


ايشان فرزند آيت الله آقا شيخ سليمان در بهبهان متولد شد و از جواني مقدمات علوم را نزد والد علامه خويش و ساير علماي طراز اول بهبهان تلمذ نمود و تا حدود سطح را در اين شهرستان که براستي مهد علم و دانش و فرهنگ و ديانت بوده بپايان رساند.


وي براي استفاده بيشتر از رشحات فقه جعفري و ادامه تحصيل رحل اقامت به نجف اشرف و کربلاي معلي افکند و از محضر علماي بزرگ و مدرسان بنام مانند آيت الله ميرزا محمد تقي شيرازي حايري کسب فيض مي نمايد تا به مقام شامخي از فقاهت دست مي يابد.


مرحوم آيت الله شيخ محمد حسين سليماني  اعلي الله مقامه بدستور مرحوم شيرازي براي تبليغ و ترويج شرع مقدس به زادگاهشان بهبهان عزيمت مي کنند و منشا خدمات زيادي در اين ديار مي شوند.


به دليل همجواري بهبهان با بندر ديلم و به تقاضاي اهالي ديلم  رهسپار اين بندر محروم و دور افتاده و فاقد ابتدايي ترين امکانات مي شود.


اين عالم روحاني و وارسته بدور از تشريفات بود و برغم محروميتهاي آنروز منطقه در بندر ديلم اقامت گزيده و حدود ?? سال متوالي در اين شهر مرزي به ترويج احکام اسلام همت مي گمارد.


منزل ساده و محقر آن روحاني جليل القدر ملجا مردم محروم منطقه بود که خوشبختانه به همت ورثه محترم آن فقيد سعيد  و با تقبل هزينه مبدل به کتابخانه امام جعفر صادق(ع) بندر ديلم شده است و انتظار دارد متوليان امر در صيانت و حفاظت از اين مرکز علمي که يادگار مجاهدت عالمان وارسته مذهب جعفري است دقت بيشتري داشته باشند.


مرحوم حاج آقا  شيخ محمد حسين سليماني از  مناعت طلع و روحيه والا يي برخوردار بوده و ساده زيستي- حسن خلق و ملاطفت و مهرباني و خير خواهي  ايشان زبانزد اهالي بندر ديلم و ساکنان شريف منطقه ليراوي بوده است.


ايشان داراي طبع فوق العاده و خوش قريحه و اهل شعر بوده است که متاسفانه همانگونه که شرحش رفت به علت فقدان ابتدايي ترين امکانات تاليفات ايشان به زيور چاپ و نشر آراسته نشد که از جمله مي توان  به منظومه اي در فقه و حاشيه بر معالم الاصول اشاره کرد.


در سالياني که حکومت ستمشاهي رضاخاني فعاليت روحانيت و عزاداري خامس آل عبا حضرت سيد الشهدا را ممنوع کرده و ماموران محلي شديدا با مظاهر ديانت و شريعت برخورد مي کردند آيت الله سليماني  با اشتياقي وصف ناپذير و عليرغم تنگناها و تضييقات به اقامه عزاداري سالار شهيدان پرداخته و پيشتاز مردم ولايتمدار بندر ديلم  در اين خصوص بود.


از نشانه هاي دلسوزي اين روحاني متعهد و سختکوش اين است که با هزينه شخصي و به دليل فقدان آب اشاميدني  مبادرت به احداث آب انباري در محلي بنام " مغدر" که در محدوده ديلم واقع است- نمود  که در مواقع خشکسالي و بي باراني مورد استفاده  اهالي قرار مي گرفت.


اين روحاني آگاه و انديشمند که در همه ابعاد و به تمام معنا همراه و ياور مردم بود پس از چند دهه خدمت به فرهنگ و مذهب جان بجان آفرين تسليم نمود و  در آرامگاه ابوحسين در شهر مقدس قم دفن شد که همواره آرامگاه اين روحاني محل زيارت اهالي و مريدان بوده است.


فرزندان آيت الله حاج شيخ محمد حسين سليماني


مرحوم آيت الله حاج شيخ محمد حسين سليماني داراي فرزندان برومندي بوده که عده اي از آنها در کسوت روحانيت و شماري ديگر نيز  به عنوان معتمدين اهالي در بندر ديلم و بهبهان و ساير نقاط کشور  از حسن شهرت برخوردار بود و منشا خدماتي بوده اند.


فرزند ارشد آن مرحوم آيت الله  حاج شيخ ميرزا عبدالوهاب شريعت بوده که  ساليان متمادي در بندر ديلم به ترويج احکام شرع مشغول بودند.


مرحوم آيت الله شريعت در نجف و قم تلمذ نموده و از افراد مورد وثوق مرحوم حايري يزدي بزرگ موسس حوزه علميه قم بشمار مي روند که مدتي مسووليت امور حسابداري  حوزه مقدسه قم بعهده  مرحوم آيت الله شريعت بوده است.


آن فقيد  به مساله امر به معروف و نهي از منکر اهتمام ويژه اي داشته و در پرتو تدبير ايشان و همت معتمدان و اهالي غيور و متدين ديلم در دوران حکوت ستمشاهي هيچ يک از مظاهر فساد  اخلاقي در اين ديار امکان و مجال عرض اندام نيافت و بعضا برخي از پيروان مذاهب ساختگي که قصد اقامت در ديلم را داشتند با پايمردي اين روحاني و حمايت متدين- به ديگر نقاط عزيمت مي کردند و اهالي يکدست از پيروان مذهب جعفري و شيعه اثني عشري بوده است.


بسياري از مناسبتهاي مذهبي که حتي تکريم و پاسداشت آن در ديگر نواحي مجاور کمتر بچشم مي خورد بشدت مورد توجه مردم بود و بي شک حضور بيت فقاهت و روحانيت در اشاعه اين فرهنگ تاثير گذار بوده است.


ايشان در نجف اشرف با اهل و عيال سکونت داشته که در پي درخواست معتمدين  بندر ديلم منجمله مرحوم حاج بشير بشيري از آيت الله حکيم بزرگَ مرحوم آقاي شريعت از سوي ايشان مامور عزيمت به ديلم  و تصدي تمشيت مسايل ديني و مذهبي اهالي شده است و برغم اينکه در سطوح عالي علمي و اجتهاد قرار داشتند اما عمل به تکليف ديني مد نظرشان بود.


بسياري از روحانيون- وعاظ و شخصيتهاي قراني کشور در چندين دهه  ملجا خود در بندر ديلم را اين روحاني مي دانستند.


برگزاري مراسم دعا و توجه به  اقامه نماز جماعت در مسجد معروف به ايراني که هم اينک بنام نامي صاحب الامر و الزمان عجج ناميده مي شود از جمله فعاليتهاي ايشان  بود.


اين روحاني سرانجام در فروردين ماه ???? رحلت نمود و در آرامگاه ابوحسين قم دفن شد.


مرحوم حجت الاسلام و المسلمين حاج شيخ جعفر سليماني اعلي الله مقامه و مرحوم  حجت الاسلام حاج شيخ جواد سليماني رحمت الله عليه از ديگر فرزندان مبرز مرحوم آيت الله حاج شيخ محمد حسين سليماني بودند که در پايگاههاي ترويج تشييع علوي در شهرهاي ديلم و بهبهان  خدمات و مجاهدتهاي زيادي نمودند( اطلاعات تکميلي در مورد اين دو روحاني جليل القدر پس از تنظيم ارايه مي شود)


همچنين جناب حجت الاسلام حاج شيخ عبدالنبي سليماني نيز از روحانيون بنام در مناطق جنوبي کشور است که در دوران مبارزات مردم عليه رژيم پهلوي نقش موثري داشت و بر اثر مبارزات ناچار به ترک ديلم و عزيمت به اهواز شدند و ساليان درازي است که به عنوان مدرس حوزه در اهواز اشتغال دارند.


آقايان حاج مرتضي سليماني- حاج ابوالقاسم سليماني- حاج محمد تقي سليماني- حاج اسماعيل سليماني. اسدالله سليماني و حاج محمد طاهر سليماني از فرزندان  برومند آن روحاني بزرگوارند که در کسوت روحانيت نبوده اما به دليل احترام و اعتماد اهالي در بندر ديلم و بهبهان مورد رجوع مردم در مسايل اجتماعي و فرهنگي مي باشند.


حجت الاسلام حاج شيخ يدالله سليماني و حجت الاسلام حاج شيخ علي سليماني  از نوه هاي مرحوم آيت الله حاج شيخ محمد حسين سليماني مي باشند که در کسوت  روحانيت مسير خدمتي را که سلف شريفشان به دين مبين و مردم متدين به آن اهتمام داشتند استمرار مي بخشند

به نقل از وبلاگ دوستداران دیلم

نوشته شده در سه شنبه پنجم خرداد 1388ساعت 20:25 توسط امین .م ایرانی| |

انما یخشی الله من عباده العلماء.
ما نتوانیم حق حمد تو گفتن با همه کروبیان عالم بالا
و درود بر صادر اول و نخستین معلوم علم الهی حضرت رسالت پناهی محمد بن عبدالله که معلم بشریت ومکمل عقول مجتمع انسانی ومربی نفوس آدمی است و بر آل اطهاراو باد که علمای امت وترجمان وحی الهی و راه نمایان خلق به راه خالق یکتایند.
زمشرق تابه مغرب گر امام است علی و آل او ما را تمام است
علامه بزرگ آقا محمد باقربن محمد اصفهانی معروف به وحید بهبهانی (قدس سره) ،یکی از بزرگترین دانشمندان شیعه است که از دویست سال پیش تا عصر ما خود وشاگردان و فرزندان و نوادگان دختری وپسری او همواره حافظ دین حنیف اسلام و مدافع آیین پاک تشیع بوده اند. ایشان یکی از بزرگترین مشعلداران علم اصول بوده که در روزگاری تاریک به حفظ و حمایت آن پرداخت و نام آن را که می رفت فراموش شود از نو زنده گردانید و پایه های اصول را دوباره استوار نمود به طوری که از آن زمان تا کنون نه تنها رکودی در درس اجتهاد وتقلید که بهترین طرق استفاده از احکام و فرامین الهی است روی نداده بلکه روز به روز دامنه آن وسیع تر و مبانیش محکم تر شده است و این مبحث درباره ایشان است و البته هر چه بنویسیم ادای حق او نمی شود.
سلسله نسب آقا محمد باقر بن اکمل اصفهانی معروف به وحید بهبهانی که سرآمد محققین و دانشمندان شیعه در سده دوازده هجری هستند، با چهارده واسطه به شیخ مفید می رسد.ایشان نیز از جانب مادر نسبی بس بزرگ و شریف دارند.مادر ایشان نوه فقیه بزرگوار ملاصالح مازندرانی،داماد علامه مجلسی اول است.دایی ایشان نیز علامه مجلسی است.
•پدر وحید
مطابق مدارک مذکور در نسب آقا، محمد بن اکمل بن صالح اصفهانی، از نوادگان مرحوم شیخ مفید است . شرح حال ملا محمد اکمل بیش از آن چه در اجازات فرزندش وحید است که به شاگردانش داده روشن نیست. آقا محمد هم در مرآت الاحوال و همچنین عالم فاضل آقا سید جعفر شهرستانی که نوه دختری آقا محمد علی فرزند وحید است در کتاب انساب وحید بهبهانی هر کدام اشاره ای به مقام فضل و فقاهت و دانش جد خود ملا محمد اکمل کرده اند که آن هم شاید اقتباس از اجازه وحید باشد . علامه بحرالعلوم در اجازات خود پدر وحید را شیخ اکمل و مولای اعظم ابجل خوانده است و سید محمد زنوری در کتاب خود می نویسد پدر وی از علمای با فضل بوده است و آقا ذکر کرده اند که کتاب اصول کافی را نزد پدرشان فرا گرفته اند.
•استاد کل-آقای همه
وحید بهبهانی در السنه فقها و مجتهدین وکتب فقه واصول واجازات ،همه جا استاد کل یا استاد اکبر خوانده می شود ولی اغلب استاد اکبر می گویند. به این علت که وی سرآمد تمام مجتهدین و اصولیین واستاد اساتید فقه در دویست سال گذشته تاریخ شیعه است.
•بیوگرافی آقا
ایشان در اصفهان متولد شده اند ودر آنجا پرورش پیدا کردند .با آنکه آقا اصفهانی هستند ، به قسمی وی تحت الشعاع قرار گرفته وبه کلی فراموش شده است حتی کسانی که در تاریخ اصفهان علمای آنجا را نام برده اند آقا را ذکر نکرده اند و بر عکس همه او را از علمای بهبهان به شمار آورده اند . آنچه مسلم است این است که اگر چه آقا اصفهانی بوده ولی بر اثر طول مدت اقامت خود در بهبهان و نسبتی که به آنجا پیدا کرده اند او را از علمای بهبهان به شمار می آورند.
ایشان نزد پدرشان به تحصیل اشتغال ورزیده واصول کافی را نزد ایشان فراگرفتند .بعد از فوت پدرشان وبه خاطر ناامنی اصفهان به عراق مهاجرت کردند. آقا از اصفهان به نجف اشرف رهسپار شده ودر شهرستان علم به منظور ادامه تحصیل و کسب علم وکمال رحل اقامت می افکنند.اگر اغتشاش اصفهان را که موجب مهاجرت آ قا شده را همان فتنه افغان بدانیم ،آقا هنگام ورود به نجف هجده سال داشته اند(١١٣٥) . در نجف اشرف علم معقول را از محضر علامه زمان مرحوم آقا سید محمد طباطبایی بروجردی(جد علامه بحرالعلوم) فرا می گیرد و علم منقول (فقه واصول)را از فقیه متبحر سید صدرالدین رضوی قمی فرا گرفت و در اندک زمانی به مقام والایی از علم و کمال رسید. در آن زمان با دختر مرحوم سید محمد طباطبایی،استاد خود ازدواج کرد سپس بعد از تولد فرزندش محمد علی به بهبهان بازگشته وبه مدت سی سال در بلده بهبهان فارس زندگی کردند. این عبارت با صراحت می رساند که آقا بیش از آنکه به بهبهان بروند در عتبات عالیات مشرف بوده اند .
•آقا در بهبهان
در هیچ جا به مدرکی بر نخوردیم که علت مسافرت آقا را به بهبهان توضیح داده باشد همچنین درست معلوم نیست که چرا آقا از میان شهرهای ایران مخصوصا خوزستان ،بهبهان را انتخاب کرده اند اما شاید بتوان مطلب زیر را دلیل مهاجرت وی دانست :
در بهبهان مسلکی به نام مسلک اخباری توسط شیخ عبدالله بن حاج صالح سماهیجی بحرینی توسعه یافته بود . با در نظر گرفتن اصرار آقا در مخالفت با مسلک اخباری می توان گفت آقا به این قصد به بهبهان رفته است که در آن جا بتواند با آن مسلک که توسعه زیاد و تاثیر روز افزون پیدا کرده بود مبارزه کند. آقا به محض ورود به بهبهان به درس و بحث و تالیف وتصنیف واقامه نماز جماعت پرداخت. با توطن آقا در بهبهان به مرور ایام علما ومردم بهبهان به مسلک اصول گرویده و پیروی خود آقا را برگزیدند. آقا در مدت اقامت در بهبهان باپشتکار و روشن بینی مخصوص به خود خدمات ذیقیمتی به اسلام ومسلمین نمود.به این معنی که نخست با مسلک اخباری به مقابله برخاست و سپس به تعلیم و تربیت مردم بهبهان همت گمارد به قسمی که دانشمندان بزرگی از اهل آنجا در بهبهان و کربلا از حوزه درسش به درجه عالیه اجتهاد نایل آمدند. در روزی که آقا از بهبهان بیرون آمدند دیگر خبری از آن همه سر وصدای اخباری و جهل ونادانی نبود.
•قنوات و بهبهان
بهبهان دارای دو محله به نام بهبهان وقنوات بوده که این دو محله از قدیم با هم خورده حسابی داشته اند . آقا در بهبهان بوده اند یا در قنوات؟ و این مطلب جالب که قنواتی و بهبهانی یعنی اهالی هر دو محله آقا را از خود می دانند بدون آن که طبق معمول اهالی یک محله به خصوص ادعا کنند که آقا از ما بوده است .
در کتب مختلف نقل شده است که آقا ابتدا در قنوات بوده اند . مردم محله بهبهان برای اقامه نماز و استفاده از محضر آقا به قنوات رفتند ولی چون اعیان و مردم متمکن بیش تر در محله بهبهان منزل داشته اند خواستند آقا را نیز به آن محله دعوت کنند و از نزدیک از فیض محضرش استفاده کنند به خاطر این منظور و برای این که بر سر این موضوع دعوای قنوات وبهبهان در نگیرد یک از تجار محترم بهبهان، آقا به همراه عده ای از علما وساکنین قنوات را به بهبهان دعوت می کند وهمان جا از آقا میخواهد که در مسجد آن محله نماز جماعت به پاگزارند و برای تبرک چند روزی تدریس کنند .آقا هم می پذیرند و چند روزی در بهبهان می مانند . این مدت به طول می انجامد تا آنجا که آقا ساکن محله بهبهان می شود و بدون سر و صدا نقشه عملی می گردد . آقا هم که متوجه موضوع بوده به طوری مشی می کند که مردم قنوات وبهبهان حساس نشوند وایشان در دو محله مزبور رفت و آمد نموده تا این دو محله یکسان از وجودش بهره گیرند.

•ترک بهبهان
ایشان به طور ناگهانی بهبهان را ترک می نمایند .در بهبهان معروف است که علت مهاجرت آقا از این شهر این بوده که خواجه عزیز کلانتر روزی موقع نماز به آقا میگوید :آقا ببینید بر اثر دستوری که داده ام مردم چه قدر در نماز جماعت شما شرکت کرده اند و جمعیت چه قدر زیاد شده است. آقا به حدی از این گفته منقلب می شوند که نمازعصر نخوانده به منزل می رودند و برای همیشه بهبهان را ترک می گویند تا مبادا بر اثر این گونه اعمال سفیهانه مریدان نادان زنگ ریا بر دل پاکش نشیند. دربیرون شهر نماز عصر را می خوانند وبدون اطلاع راهی عتبات می گردند.
•آقا درکربلا ونجف اشرف
آقا قبلا در کربلا ونجف بودند وبه خوبی آشنایی با روحیات علما ومردم آنجا داشته و در مدت توقف دربهبهان نیز تا سر حد قدرت با علمای اخباری آنجا دست و پنجه نرم کرده و همه را ملزم و محکوم نموده و بساط اخباریین آنجا را در هم پیچیده بود واینک با عزمی راسخ و تصمیمی خلل ناپذیر وارد کربلا شده تا آخرین ضربه خود را بر پیکر اخباریت وارد سازد و حساب آن ها را بکلی تصفیه نماید و چهره حقیقت را از پس پرده هوا و هوس و ابرهای مظلمی که آسمان کربلا را فرا گرفته بود آشکار سازد.
بعد از آنکه آقا بهبهان از مراجعت کرد و وارد نجف اشرف شد ، درمجلس درس مدرسین آن وقت حضور به هم رسانید ولی استاد کاملی که بتواند از استفاده کند نیافت ، از این رو به کربلا رفتند . در آن موقع کربلا محل تجمع اخباریها و رئیس آنها در آن زمان شیخ یوسف (صاحب حدائق) بود. وحید بهبهانی چند روزی در بحث وی حاضر گشت آن گاه روزی در صحن شریف ایستادند و با صدای رسا فریاد برآوردند :ای مردم ،من حجت خدا بر شما هستم.
علما وفضلا از هر طرف متوجه وی گشتند وبه دور او جمع شده و به او گفتند :چه می خواهی.
آقا گفتند : می خواهم شیخ یوسف منبرش را در اختیار من بگذارد و دستور دهد تا شاگردانش پای منبر من حاضر شوند. وقتیکه این خبر به شیخ یوسف رسید از انجا که وی از مسلک اخباری عدول کرده بود واز ترس جهال آن ها نمی توانست حق را اظهار کند با طیف خاطر تقاضای وحید را پذیرفت تا شاید او بتواند بطلان مسلک اخباری را بر آن ها ثابت کند.
وحید سه روز به درس و بحث وگفتگو پرداخت و در نتیجه دو ثلث شاگردان شیخ یوسف را برگردانید به مذهب اصولی.از این موضوع صاحب حدائق بسیار مسرور شدند .وحید بهبهانی بعد از آن نیز با علمای اخباری مناظراتی داشتند وتوانستند همان کاری را کنندکه دربهبهان موفق به انجام آن شدند.
•وفات آقا
عمر آقا از نود تجاوز نموده ودر آخر عمر ضعف بر وی مستولی گردید. درس وبحث را تا حدی ترک گفته ودستور داد که شاگردش بحرالعلوم به نجف اشرف منتقل شود و در آنجا به تدریس مشغول گردد.
در سال وفات آقا سه قول است : ١٢٠٥ یا ١٢٠٦ یا ١٢٠٨
آقا در کربلای معلی به جوار رحمت حق پیوست و در رواق حضرت امام حسین پایین پای ایشان مدفون شد. صندوق قبر ایشان در آن محل مقدس مشهود است.مختصراین که آن علامه بزرگ که تمام عمرگرانبهای خود را مصروف نگه داری علوم واخبار وآثار اهل بیت عصمت و تعلیم وتربیت نوابغ وبرجستگان بیشماری نمود تا اوهام وخرافات را از مغزهایی که آکنده از آن بود بیرون آوردو با محو آثار و بدعتهای اخباریین و تاسیس وتجدید مکتب اصول واجتهاد و استدلال,عظمتی به مذهب حقه شیعه داد،بعد از هشتاد ونه سال عمرکثیرالنفع خود دیده از این جهان فرو بست.
آقا در عصر خود مشهور به مجدد مذهب بود . شاگردانش همه جا او را مروج دین حنیف و مجدد طریقه اجتهاد و تقلید و زنده کننده اساس تشیع میدانند. به برکات تاییدات متین وی غبارهای آرای اخباریین که هواپرستی های جاهلیت دیگری را به نظر آوردند از میان رفت چنان که بدعتهای جماعت ملحدین و صوفیه که همه جا را فراگرفته بود به برکت ویاری مرحوم مجلسی از دین حنیف خاموش شد و نیز هر دوی آن ها را از این جهت آیت الله گویند .
•مقام علمی آقا
ایشان علوم عملیه را از خدمت بندگان خلد آشیان عالم ربانی ، پدر خود و از خدمت عالی جناب فضائل مآب مستغنی الالقاب سید محمد طباطبایی بروجردی و علوم نقلیه را از محضر سید صدر الدین قمی استفاده کرد در معقولات ید طولانی داشت و لکن به سبب دلایلی در اواخر عمر به تدریس آن اشتغال نمی ورزید. در علم رجال به حدی متبحر بود که برتر او کسی یافت نمی شود.
•فضایل اخلاقی و شخصیت عالی
آقا به غایت خوش صحبت و گشاده رو و لطیفه گو بودند و اغلب لطایفش بر زبان ها مشهور بود .
•زهد آقا
زهد آقا به مرتبه ای بود که لباس های آن سرور کرباس بود در مدت عمر پر برکت خویش به جمع ذخایر دنیویه همت نکرد بلکه اصلا به انواع سکه آگاه نبود و صحت با فقر را خوش می دانست .
•تالیفات آقا
شیخ ابو علی در منتهی المقال نوشته است که آقا قریب ٦٠٠ کتاب تصنیف فرموده که بیشتر تالیفاتش فارسی است . تالیفات آقا همه در موضوع متین ،پرفایده و بی نظیر است . از روی مطالعه کتب گرانبهای اوست که امروزه ما می توانیم پی به شخصیت علمی و تاریخ زندگانی پر بار او ببریم . آقادر بیش ترتصنیفاتش ابتکار به عمل در آورده و اغلب به اقوال وآرای علمای اخباری نظر داشته و در بسیاری از مباحث اصول نظریه ای صریح ومنطقی دارد که دیگر علما بر آن سبقت نگرفته اند .اصطلاح ادله اجتهادی و فقاهتی از زمان وی پدید آمده و وی مبتکر این اصطلاح است ، به همین خاطر او را مدرس الاصول میدانند و مکتب او را زنده کننده اساس اجتهاد می دانند.
از آثار ایشان :
-فوائد رجالیه
-حاشیه تهذیب
-حاشیه بر مذاهب
-حاشیه بر شرح قواعد
-حاشیه بر کافی
-حاشیه بر وجیزه
-حاشیه بر اول خفری
-حاشیه بر کتاب کافی
-رساله ای در خمس فارسی
-نقد وانتخاب از اول طهارت تا آخر دیات
-حاشیه ای درطهارت وصلاة
-رساله ای فارسی در اصول دین
-حاشیه ای بر مفاتیح فیض کاشانی
-رساله تفحه حسینی و..............
•استادان آقا
آقا علم حدیث ومعقول را در محضر پدر علامه اش آموخت و سپس معقول را در خدمت استاد عالی قدر آقا سید محمد طباطبایی بروجردی تکمیل نمود و همان جا فقه و اصول را از سید صدر الدین همدانی فرا گرفت .استادان آقا منحصر به همین سه بزرگوارند.
•شاگردان آقا
یکی از امتیازات آقا نسبت به سایر مجتهدین شیعه بلکه تمام علمای اسلام از هر فرقه ومذهب که از جهت او را ممتاز می گرداند و موقعیت خاص وعظمت مخصوص به وی می بخشد ، شاگردان بزرگ وفقها و مجتهدین نامداری است که از مکتب وی برخاستند.شاگردان معروف ایشان بیش از ٥٠ نفر هستند که در ردیف مجتهدین درجه اول شیعه به شمار می آیند ،ازجمله:
-علامه بحر العلوم
-میرزا محمد مهدی شهرستانی
-آقا سید علی طباطبایی (صاحب ریاض)
-شیخ جعفرکبیر (کاشف الغطاء)
-میرزای قمی
-سید محسن اعرجی
-حاج ملا مهدی نراقی
-شیخ اسدالله کاظمی
-آقا سید جواد عاملی (صاحب مفتاح الکرامه)
-شیخ ممحمد تقی اصفهانی (صاحب حاشیه معالم)
-آقا محمد باقر حجة الاسلام شفتی (اصفهانی)
-حاجی محمد ابراهیم کلباسی
-حاج ملا احمد نراقی
-میرزا محمد تقی قاضی
-حاج میرزا یوسف تبریزی
-سید محمد حسن زنوزی
-میر محمد حسین اصفهانی
-شیخ محمد حسین خراسانی
-شمس الدین بن جمال الدین بهبهانی
-سید احمد طالقانی نجفی
-سید دلدار علی نصیر آبادی هندی
-شیخ ابو علی حائری (صاحب منتهی المقال)
-حاج ملا محمد رضا استر آبادی
-ملا محمد کاظم هزار جریبی
-ملا عبد الصمد همدانی
-سید احمد عطار بغدادی
-حاج میرزا محمد حسن قزوینی
-سید محمد قیصر خراسانی
-سید محمد شفیع شوشتری و................
نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387ساعت 21:20 توسط امین .م ایرانی| |

آیت‌الله حاج میر سید علی موسوی بهبهانی ـ قدس سره ـ بی‌گمان یکی از فقهای برجسته و مجتهدین عالی‌قدر عصر اخیر به شما‌ر می‌رفت. آن بزرگوار در سال ۱۳۰۲ یا ۱۳۰۳ هـ. ق در شهر بهبهان پا به عرصه هستی گذاشت. پدر وی«سید محمد»، با کشاورزی امرار معاش می‌کرد.

آن مرحوم دروس مقدماتی را در همان بهبهان تا سن هجده سالگی نزد علمای بزرگوار شهر همچون آقا محمد حسن بهبهانی‌، آقا شیخ عبدالرسول بهبهانی و آیت الله مرحوم محمد ناظم الشریعه بهبهانی فراگرفت.

از همان زمان که آغاز به تحصیل نمود‌، آثا‌ر نبوغ و استعداد در سیمایش آشکار بود‌، به گونه‌ای که بارها استادانش این موضوع را یادآور می‌شدند.

در اواخر سال ۱۳۲۲ هنگامی که برای ادامه تحصیل از بهبهان به نجف اشرف عازم می‌شد، مجتهدی متجزی بوده، به این معنا که با فراگرفتن ادبیات فارسی و عربی و سطح متوسطه فقه و اصول‌، قدرت این را داشته است که پاره‌ای از احکام دینی و قواعد را از روی ادله تفصیلی آنها استنباط کند.

وی در سن ۲۴ سالگی یک روحانی جوان فارغ التحصیل بوده و علوم اسلامی را از معقول و منقول به خوبی فراگرفته بود. این دانشمند نابغه جوان پس از بازگشت به بهبهان، تا چندی مشغول تدریس بوده است. غالب فضلای شهر در حوزه درسش حضور می‌یافتند و از خرمن علومی که اندوخته بود، خوشه‌ها می‌چیدند. درآن هنگام ازدواج می‌کند و در سال ۱۳۲۹ مجدداً به نجف اشرف عزیمت کرد که به واسطه عارضه کسالت و نامساعد بودن هوا، پس از یک سال توقف و تدریس، دوباره به بهبهان بازگشت و مدت هفت سال به درس و بحث پرداخت. این عالم ربانی چند بار دیگر در نجف‌، رامهرمز و اهواز، اصفهان، مشهد و تهران اقامت کردند.

مبارزات

مرحوم آیت الله بهبهانی از آغاز نهضت روحانیان ایران با پیشگامی حضرت امام خمینی ـ رضوان الله علیه ـ ، در راستای قیام ایشان و دیگر مراجع عظام بودند.

بعد از واقعه پانزده خرداد و دستگیری امام در قم و بازداشت امام در تهران‌، آیت الله بهبهانی از جمله علمایی بودند که برای دفاع و حمایت از امام خمینی ـ رحمت‌الله علیه ـ به تهران هجرت کردند و چهار ماه در تهران ماندند و خواستار آزادی امام خمینی بودند.

در آن روزگار مرحوم آیت‌الله بهبهانی این اعلامیه را در اهواز به دفاع از ایشان صادر کردند:« ملت ایران! مردم خوزستان! مردم غیور مسلمان!

… مگر آیت الله خمینی چه عملی انجام داده‌؟ جز این‌که می‌خواسته است از حریم مقدس دین پشتیبانی نماید، دست استعمار را کوتاه کند، مانع نفوذ بیگانگان در کشور شود، ملت ایران را از خطری که به سوی آنها روی آورده آگاه سازد؟

دنیا بداند که هدف ایشان، هدف تمام روحانیت ایران؛ بلکه روحانیت شیعه و اسلام است و خواسته ایشان، خواسته تمام روحانیون است….عجبا وکلای بی‌موکل به روحانیت اسائه ادب نموده و با کمال بی شرمی در مجلس بیاناتی نموده‌اند که…، موجب خشم و تنفر ملل مسلمان گردیده است…بدیهی است ملت ایران در موقع مقتضی جواب این یاوه سرائی‌ها را خواهد داد…»

مرحوم بهبهانی سه سال بعد هم اعلامیه‌ای را در اصفهان بر ضد رژیم اشغالگر قدس که به شهرهای جنوبی لبنان تجاوز کرده بود و در عین حال با رژیم شاه هم رابطه سیاسی داشت‌، صادر کرد.

این عالم نستوه، سالی شش‌ماه بهار و تابستان را در اصفهان به سر می‌برد و شش‌ماه دیگر را به اهواز مراجعت می‌کرد. او که از مراجع عالی‌قدر عصر و دارای تألیفات ارزنده و دارای مقام شامخی در علم و تقوا بود؛ در قم، تهران، اصفهان و خوزستان به عنوان مرجعی بزرگوار شناخته می‌شد، با این وصف با انتشار این اعلامیه، به دستور سرهنگ تقوی ـ که امروز فراری است ـ بازجو و شکنجه‌گر معروف ساواک اصفهان‌، آن مرجع تقلید ۸۵ ساله را به ساواک احضار و به مدت شش ساعت مورد بازجویی قرار داد. سرانجام بر اثر فشارهای علما و مردم آزاده اصفهان آزاد شد.

خدمات

۱ـ دارالعلم آیت‌الله بهبهانی در اهواز،

۲ـ کتابخانه دارالعلم آیت الله بهبهانی،

۳ـ مدرسه علمیه حضرت ولی عصر(عج) در رامهرمز،

۴ـ مدرسه علمیه و حسینیه آیت الله بهبهانی در منطقه کیان اهواز،

۵ـ ساختمان حدود چهل مسجد در فرمانداری کل کهکیلویه و بویر احمد،

۶ـ تأسیس مدرسه علمیه یاسوج در زمینی به مساحت پنج هزار متر مربع،

۷ـ ساختمان مسجد در جنب مدرسه علمیه یاسوج در همان زمین،

۸ـ ساختمان خانه برای امام جماعت و مدرسه علمیه یاسوج در همان زمین،

۹ـ ساختمان منازل برای اهل علم اهواز و کمک به کسانی که در سال ۱۳۸۱ هـ ق خانه های‌شان در اثر سیل ویران شده بود،

۱۰ـ طرح تأ سیس دبستان و دبیرستان دخترانه اسلامی اهواز ،

۱۱ـ مؤسسه تبلیغاتی آیت‌الله بهبهانی در سال ۱۳۵۳‌،

۱۲ـ منزل یا حسینیه آیت الله بهبهانی،

۱۳ـ مسجد الرضا در دروازه شیراز ـ اصفهان،

۱۴ـ مدرسه امامیه در خمینی شهر،

۱۵ـ مدرسه علمیه ریاضی(حاج شیخ ابراهیم ریاضی) در نجف آباد،

۱۶ـ مدرسه علمیه مشکاتیه در خمینی شهر،

۱۷ـ مسجد المهدی(عج) در هزار جریب ،

۱۸ـ مسجد شاهین شهر،

۱۹ـ مسجد و حمام در کنگاز از محلات خراسگان اصفهان،

۲۰ـ درمانگاه حجتیه در خیابان سروش اصفهان،

۲۱ـ رادیولوژی مهدیه در اصفهان،

۲۲ـ مسجد حجت –در قریه هاردنگ از قرای لنجان علیا‌(‌اصفهان)،

۲۳ـ کمک به ساختمان خانه‌های آسیب‌دیدگان سیل شن.

آثار

۱ـ مصباح الهدایه فی اثبات الولایه،

۲ـ القواعد الکلیه،

۳ـ کشف الاستار،

۴ـ اساس النحو،

۵ـ حاشیه عروه الوثقی،

۶ـ حاشیه وسیله النجاه،

۷ـ جامعه المسائل به فارسی،

۸ـ رساله علمیه دیگر به فارسی،

۹ـ بیست پرسش و پاسخ آنها،

۱۰ـ سی پرسش و پاسخ آنها،

۱۱ـ التوحید الفئق فی معرفه الخالق،

۱۲ـ حاشیه توضیح المسائل،

۱۳ـ چهل پرسش و پاسخ،

۱۴ـ هدایه الحاج.

مدفن آیت‌الله بهبهانی

وی در شب شنبه هجدهم ذی القعده سال ۱۳۹۵ هـ. ق برابر با اول آذر ۱۳۵۴ هـ ش در بیمارستان پارس اهواز ندای حق را لبیک گفت.

تعداد تشییع‌کنند‌گان را نزدیک به صد‌هزار نفر نقل کرده‌اند که شهر اهواز تا آن موقع چنین تشییعی به خود ندیده بود.

پیکر پاک این عالم وارسته ـ طبق وصیت خودشان ـ در حجره‌ای از حجره‌های دارالعلم‌شان در اهواز که به بیرون ساختمان هم راه داشت دفن شده است، اکنون نیز زیارتگاه مردم مؤمن، علما و طلاب است

نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387ساعت 21:0 توسط امین .م ایرانی| |

 

وي صاحب تفسير بي نقطه و عالم عاملي است كه آواژه تقوي و دانش شگفتي سازش برخواص اهل علم و در زادگاهش (بهبهان) بر عام و خلص پوشيده نيست . آخوند ملاعلي از فقيهان و اديبان بزرگي است كه نامش در زمره مشتاقان فقاهت و محبان ديانت است . شبنم نژادي كه دلي چون آئينه داشت و با زمزم ايمان و كوثر قرآن غبار و زنگار از رخش سترده تا قطب الدين و فخر آيين شود. شگفت نهالي كه درختي تناور و سايه گستر شد و در بهارستان دلدادگي و فرزانگي جاودانه ماند. متاسفانه از زندگاني اين عالم بزرگوار اطلاع دقيقي در دست نيست . شيخ آقا بزگ تهراني دركتاب (الذريعه الي تصانيف الشيعه ) آورده است كه :

« آخوند ملاعلي معاصر با وحيد بهبهاني و شاگرد او بوده است و سال وفات او 1206 هجي قمري بوده است . وي داراي دو دوره تفسير بوده است يكي نظير تفسير الصافي البته گسترده تر بوده است و مبسوط تر ازآن ، بدين ترتيب كه جلد اول آن از قرآن تا آخر سوره توبه ( در شهر كربلا اين مجلد رادر كتابخانه سيد محمد رضا ابن سيد محمد بهبهاني ديده ام ) و دو جلد ديگر آن كه تا آخر قرآن است در كتابخانه شيخ محمد سماوي در نجف اشرف است كه در جلد اخير صفحه آخر تصريح به اسم آن عالم « علي ابن قطب الدين بهبهاني » شده است . تفسير دوم همان تفسير بي نقطه مشهور مي باشد كه در جهان علم و دانش معروف استو اين در سه جلد است . جلد اول از قرآن تا سوره يونس جلد دوم از سوره يونس تا سوره عنكبوت و جلد سوم از سوره عنكبوت تا سوره الناس است . اين دوره ازتفسير در كتابخانه شيخ محمد سماوي موجود است . ميرزا محمد بن عبدالوهاب آل داوود همداني معروف به امام الحرمين متوفي سال 1303 با خط خودش دريكي از مجلدات آن كه در مالكيت او بوده درس ال 1283 نوشته است : طالع الملاء المعمول لكلام الله الملك المالك الودود مولاه و مملو كه الحامد . لا اله الا الله محمد ولد داوود هداه الله الي صراط المحمود . من مي گويم كه اين آقا با تركيب اين جملات خواسته است اظهار قدرت نمايند و چند جمله از حروف بدون نقطه تركيب نمايند (بنابراين ) واقعاً مفسر (آخوند ملاعلي ) نفس خود را تا توانسته در بوجود آوردن اين شاهكار علمي و ادبي به تعجب انداخته .» حاج آقا بزرگ تهراني درباره پيشينه چنين شاهكاري چنين مي گويد : پيش از اين بزرگوار (آخوند ملاعلي ) مرحوم فيض درتفسير سواطع الالهام معروف به تفسير بي نقطه (سال 1002 ق ) به چنين كاري زده است . همچنين در مجموعه نفيس و ارزشمند دايره المعارف تشيع آمده است كه : « علي ابن قطبالدين فقيه و مفسر با وحيد بهبهاني هم روزگار بوده وي دو كتاب در تفسير نو شته است كه يكي از آنها به تقليد از تفسير صافي ملا محسن فيض كاشاني اما اندكي مفصل تر ازآن و در سه جلد است . تفسير دوم نيز كه در سه جلد است به تفسير بي نقطه شهرتدارد. اين تفسير كه مولف در نوشتن آن تكلف بسيار كرده تنها با حروف بي نقطه زبان عربي نوشته شده و احتمالاً بهبهاني آن را به تقليد از سواطع الالهام فيض ابن مبارك هندي نوشته است .»

 

نوشته شده در دوشنبه هجدهم آذر 1387ساعت 21:26 توسط امین .م ایرانی| |

وي به سال 1065 در ناحيه بلاد بحرين در خاندان آل غريف بدنيا‌آمد و نسبتش منتهي مي شود به محمد عابد پسر امام موسي كاظم عليه السلام وي كه از علماي بحرين بود در حمله خوارج به بحرين ، به بهبهان روي نهاد و دراين شهر سكونت ورزيد آقايبد عبدا... دانشمندي پارسا و فقيهي وارسته بوده ( به گفته فارسنامه ناصري وي همواره مورد احترام مردم بهبهان و مرقدش هم اكنون زيارتگاه عموم است .) و در زمان او كسي در تقوي و پرهيزگاري همتاي او نبود . وي در نزد استادان عالي مقام حوزه علميه بحرين همچون شيخ احمد جزايري ، شيخ عبدا... سما هيجي ،‌شيخ سليمان  ماحوزي و شيخ احمد بحراني ، ازانوار تابناك امامان معصوم بهره فراوان برد. در قرن يازدهم پس از تلسط خوارج بربحرين ، حاكميت مستبدانه آنان موجب اذيت و آزار علماي آن ديار شده و عده بسياري از استوانه هاي عظيم حوزه علميه آن كشور به ايران و عراق مهاجرت كردند. دراين ميان سيد عبدا... نيز به همراه استادش شيخ عبدا... سما هيجي بسوي بهبهان مهاجرت كرد . شيخ يوسف بحراني كه از شاگردان اين مرد بزرگ بود درباره اش مي نويسد : وي دانشمندي پرهيزگار ف متقي ، زاهد ، عابد و يگانه مردي است كه در عصر خويش همتايي در تقوا در تقوا نداشته و پس از استادش عهده دار امامت جمعه و جماعت شهر بهبهان گرديد. ويژگيهاي معنوي و اخلاقي و رفتار نيكوي او قلبهاي مردم مسلمان بهبهان را تسخير نمود و از وي اسطوره تقوا ساخت آنچنان كه امروزه از شخصيتهاي عظيم تاريخ اين ديار بشمار ميرود. وي كه عمري  در درياي بيكران معارف الهي از كوثر زلال اهل بيت (ع) سيراب شده بود بخوبي دريافت كه حفظ و حراست كيان اسلام و تلاش براي گسترش آن وظيفه  تمامي مسلمانان بويژه فقيهان است ازاين رو توانست زماني با تدريس و تربيت شاگردان ، هنگامي با اقامه جمعه و جماعت و حل فصل مشكلات شرعي مردم و زماني  با حضور در جنگ . دفاع از امت اسلامي تكليف شرعي خويش راانجام دهد.  اعتماد السطنه در كتاب « مرآت البلدان»   مي نويسد: « معروفاست كه چون ازاد خان افغان متوجه بهبهان شد ف اهل بهبهان در خيال مدافعه افتاده يك توپ داشتند، آن توپ رااز گلوله مسي پر كرده از آقا سيد عبدا.... مرحوم خواهش كردند كه شما اول توپ رابه دست خود آتش بزنيد آقا سيد عبدا... تو پ را آتش زده اتفاقاً گلوله آن ديرك چادر آزاد خان خورد و ديرك شكست و قطعه چوبي بر سر آزاد خان آمده سر او شكست وي سانحه را به فال بد گرفته ، از بهبهان عطف عنان كرد و اهل بهبهان از شر او ايمن شدند. »

آيت الله سيد عبدالله بهبهاني فرزند آيت الله سيد اسماعيل بهبهاني پس از رحلت پدر گراميش از نجف اشرف به تهران آمده و به جاي پدر ، به هدايت مذهبي و معنوي مردم پرداخت . او علاوه بركسب مقام علمي و معنوي از نخبگان سياسي عصر خويش بود و در نهضت مشروطيت ايران هدايت سياسي  اجتماعي و انقلابي مردم را عهده دار گرديد تا اينكه سرانجام بدست دشمنان اسلام به شهادت رسيد . فرزند وي آيت الله سيد محمد بهبهاني نيز از علماي بزرگ تهران بود كه در روز 21 آبان ماه 1342 هجري شمسي دار فاني را وادع گفت .

  

نوشته شده در دوشنبه هجدهم آذر 1387ساعت 21:26 توسط امین .م ایرانی| |

سید علی موسوی بهبهانی
ولادت
آیت الله حاج سید علی موسوی بهبهانی كه از فقیهان برجسته به شمار می‌رود، در سال 1302 یا 1303 هـ . ق. در شهر بهبهان قدم به عرصه وجود نهاد.
پدرش، آقا سید محمد بن سید علی، از نوادگان سید عبدالله بلادی بحرینی و از علمای بهبهان بود.
خاندان
نیای بزرگ آیت الله سید علی موسوی بهبهانی از كشور بحرین بود. چگونگی مهاجرت این خاندان به بهبهان را چنین نوشته‌اند:
زمانی در منطقه بلاد (از روستاهای بحرین) گوهری از سلاله پاك رسول گرامی درخشید و فرزندی از نسل امام موسی بن جعفر ـ علیه السلام ـ دیده به جهان گشود و سید عبدالله نام گرفت. وی از خاندان «آل غریف» به شمار می‌رفت و نزد استادان عالی مقام حوزه علمیه بحرین بهره فراوان برد.[1]
خوارج در قرن 11 هـ . ق. بر بحرین مسلط شدند. حاكمیت مستبدّانه آنان موجب اذیت و آزار علمای آن دیار شد. از این رو، عده بسیاری از استوانه‌های عظیم حوزه علمیّه بحرین به كشورهای ایران و عراق مهاجرت كردند.
سید عبدالله نیز همراه استادش، شیخ عبدالله بحرانی به سوی بهبهان مهاجرت كرد. او در حالی قدم به بهبهان نهاد كه عالمی پرهیزكار و فقهی گرانمایه بود. شیخ یوسف بحرانی كه از شاگردان این مرد بزرگ بود، درباره‌اش می‌نویسد: «وی دانشمندی پرهیزگار، متقی، زاهد،‌ عابد و یگانه مردی است كه در عصر خویش، همتایی در تقوا نداشت و پس از وفات استادش ـ شیخ عبدالله بحرانی ـ عهده‌دار امامت جمعه و جماعت شهر بهبهان گردید.»[2]
تحصیل
آیت الله سید علی موسوی بهبهانی دروس مقدماتی را در بهبهان، تا 18 سالگی نزد آقا میرزا محمد حسن بهبهانی، آقا شیخ عبدالرسول بهبهانی، آیت الله آقا سید محمد ناظم الشریعه بهبهانی و علمای دیگر بهبهان فراگرفت.
از آغاز تحصیل، آثار نبوغ و استعداد در سیمای وی آشكار بود، به طوری كه بارها استادانش این موضوع را یادآور شدند.
هجرت
وی اواخر سال 1322 هـ . ق. برای ادامه تحصیل، از بهبهان عازم نجف اشرف شد؛ در آن هنگام مجتهدی متجزّی بود. بهبهانی 6 سال در درس آخوند خراسانی و آیت الله سید محمد كاظم یزدی شركت كرد و سطح عالی فقه و اصول را فراگرفت. بیشترین استفاده علمی او از محضر آیت الله سید محسن كوه كمری بود.
بهبهانی در سال 1328 هـ . ق. به بهبهان برگشت و در این شهر ازدواج كرد و به تدریس علوم اسلامی پرداخت و سال بعد عازم عتبات عالیات شد. بیماری باعث شد كه بهبهانی یك سال بیشتر در عراق نماند و به شهر بهبهان برگردد.
حوزه علمیّه بهبهان
وی 7 سال در حوزه علمیه بهبهان، به تدریس پرداخت و در سال 1338 هـ . ق. به درخواست گروهی از شاگردان ممتاز آیت الله سید محسن كوه كمری، برای سومین بار عازم نجف اشرف شد. بهبهانی پس از تهیه منزل، به ایران باز می‌گردد تا خانواده خود را نیز به نجف ببرد.
بهبهانی همراه همسرش به سوی عراق حركت می‌كند، امّا بیماری همسرش در رامهرمز كه در مسیر راه بهبهان ـ اهواز قرار داشت، ‌سبب شد تا برای معالجه همسرش در رامهرمز بماند. مردم رامهرمز با اصرار از وی خواستند تا در شهرشان اقامت كند و به ارشاد آنها بپردازد. او برای رفتن به عتبات عالیات استخاره كرد كه خوب نیامد؛ لذا ماندگار شد. بهبهانی 23 سال (1339 ـ 1362 هـ . ق.) در رامهرمز، به هدایت مردم پرداخت. و بیشتر مردم رامهرمز از وی تقلید می‌كردند.
تدریس در كربلا و نجف
وی در سال 1362 هـ . ق. برای چهارمین بار به قصد زیارت ائمه ـ علیهم السلام ـ به عتبات عالیات مشرف می‌شود و بنا به درخواست آیت الله حسین طباطبایی قمی ـ كه مرجع تقلید و رئیس حوزه علمیه كربلا بود ـ در كربلا اقامت گزید. او 2 سال در حوزه علمیه كربلا، به تدریس خارج فقه و اصول پرداخت و بعد از آن، به نجف رفت. در همان آغاز ورود او به نجف، جمعی از فضلا و دانشمندان از وی درخواست نمودند تا تدریس را آغاز نماید، او نیز به تدریس خارج فقه پرداخت. توانایی علمی او چنان بود كه یكی از فضلای باسابقه نجف اشرف پس از شركت در درس او گفت: «چیز عجیبی است! مباحثی كه آقای ... (یكی از فقیهان بزرگ نجف اشرف كه استاد بلامنازع آن روز نجف بود) مدت‌ها درباره آن بحث و بررسی نموده است، آقای بهبهانی با مختصر توضیحی و به بهترین وجهی آن را حل كرد.»
هجرت به اصفهان
وی در سال 1386 هـ . ق. برای تغییر آب و هوا به اصفهان می‌رود. علما و مردم متدین اصفهان به او پیشنهاد نمودند كه در اصفهان اقامت گزیند. از آنجا كه خوزستان به وی احتیاج داشت و سرمای اصفهان در پاییز و زمستان برای وضعیت جسمانی او مناسب نبود، ناگزیر بنا می‌گذارد كه بهار و تابستان را در اصفهان بماند و پاییز و زمستان را در خوزستان. این برنامه تا آخر عمر ایشان ادامه داشت.[3]
مكتب علمی
مبنا و مكتب علمی ایشان بر اساس مكتب آقا شیخ هادی تهرانی استوار بود، كه آن را ـ كه عبارت بود از «قاعده مقتضی و مانع»[4] ـ از استاد علامه‌اش مرحوم آقا سید محسن كوه كمری تبریزی به ارث برده بود.
او در علم صرف و نحو و معانی و بیان چنان مسلط بود كه انسان را به یاد «ابن هشام» و «تفتازانی» می‌انداخت. وی در این علوم كتاب‌ها و مقالاتی به یادگار نهاده است.
او در حدیث، تفسیر، رجال و درایه نیز استادی توانا بود.
آیت الله بهبهانی فرمود: «مرحوم آقا شیخ هادی تهرانی عقیده داشت كه اگر محصل سطح خوانده‌ای، بر اساس مكتب فقهی و اصولی او، 4 سال درست درس خارج بخواند، مجتهد مسلم خواهد شد. چون مبانی او بسیار روشن و فشرده و دور از زوائد بود. هدف آن مرحوم این بود كه اهل فضل هر چه زودتر به عمق مطالب برسند و از عمر گرانبهای خود حداكثر استفاده را ببرند.»[5]
پیكار با دژخیمان پهلوی
ـ در نیمه دوم 1341 هـ. ش. رژیم پهلوی تصمیم گرفت انجمن ایالتی و ولایتی را در شهرها ایجاد نماید، ولی روحانیون به سبب مسائل خلاف شرعی كه در این طرح گنجانیده شده بود، با این اقدام دولت به شدت مخالفت كردند. مراجع تقلید قم، امام خمینی (ره)، آیت الله بهبهانی و علمای طراز اول كشور با صدور اعلامیه و سخنرانی، به مخالفت با این طرح برخاستند.
بعد از مدتها كه مبارزات روحانیون و مردم اوج گرفت، رژیم پهلوی طرح انجمن‌های ایالتی و ولایتی را رها كرد.
ـ در تاریخ 2/1/1342 (مطابق با 25 شوال، سالروز شهادت امام صادق ـ علیه السلام ـ) مزدوران رژیم پهلوی به مدرسه فیضیه حمله كردند، كه منجر به زخمی شدن و شهادت شماری از طلاب گردید.
اعلامیه‌های زیادی از سوی مراجع تقلید، در محكومیت اقدام رژیم صادر گردید. آیت الله بهبهانی نیز به این عمل اعتراض كرد.
ـ پس از دستگیری امام خمینی در سال 1342، شماری از علمای شهرستانها به عنوان اعتراض به دستگیری امام خمینی، در تهران اجتماع كردند. آیت الله بهبهانی نیز در این اجتماع شركت داشت.
چون وی مورد احترام خاصّ مراجع و روحانیون بود، جلسات زیادی از طرف مراجع و علما، در منزل محل سكونت ایشان تشكیل شد.
شاگردان
ایشان بیش از نیم قرن تدریس كردند و شاگردان فراوانی در حوزه‌های علمیه بهبهان، رامهرمز، كربلا، نجف، اهواز و اصفهان تربیت كردند كه به برخی از آنان اشاره می‌كنیم:
1. حجت الاسلام آقا سید محمد رضا شفیعی، دزفولی: نویسنده مصباح الهدایه، اتمام الحجه تنزیه سید الانبیاء و فضایح الصوفیه.
2. علامه سید عباس حسینی كاشانی: نویسنده حدائق الانس، منهاج الجنان و احسن الجزاء.
3. جواد تارا: استاد دانشگاه تهران و نویسنده خداشناسی یا رشد حكمت در اسلام.
4. حجت الاسلام شیخ ناصر حمادی: نویسنده صفایا العقول فی علم الاصول و مرآت الواقع.
5. حاج شیخ محمد حسن مظاهری كرونی: فرزند آقا شیخ علی. آیت الله بهبهانی به دعوت وی به اصفهان آمد.
6. حاج شیخ علی محمد ابن العلم: نویسنده منتخبات ابن العلم.
7. حجت الاسلام حاج سید محمدكاظم آل طیب.
8. حاج سید محمد بن سید نعمت الله جزایری: نویسنده نابغه فقه و حدیث (شرح حال سید نعمت الله الجزایری)، تذكره شوشتر و شجریه نوریه.[6]
تألیفات
1. مصباح الهدایه فی اثبات الولایه: این كتاب كه نخستین و مشهورترین اثر وی می‌باشد، درباره 40 آیه درباره شایستگی ائمه طاهرین ـ علیهم السلام ـ برای زمامداری جامعه اسلامی و نقل چهل حدیث در تفسیر آن‌ها از طریق شیعه و سنی است. این كتاب تاكنون دو بار به فارسی ترجمه شده است. سید محمد رضا شفیعی دزفولی آن را با نام «مفتاح العنایه فی ترجمه مصباح الهدایه» و علی دوانی با نام «فروغ هدایت» ترجمه كرده است.
2. القواعد الكلیه فیما یبتنی علیه كثیر من معضلات مسائل الفقه و الاصول: جلد اول این كتاب در سال 1374 هـ . ق. و جلد دوم آن در سال 1380 هـ . ق در تهران انتشار یافت.
3. «الاشتقاق» یا «كشف الاستار عن وجه الاسرار المودعه فی الروایه الشریفه»: درباره حدیث معروف ابوالاسود دُئلی راجع به مبدأ علم نحو و ادبیات زبان عربی به نقل از حضرت علی ـ علیه السلام ـ می‌باشد كه در سال 1381 هـ . ق. در تهران چاپ شد.
4. اساس النحو: این كتاب در علم نحو شناخت مبانی زبان عربی و به سبكی كاملاً نو، مباحث گوناگون ادبیات عرب و علم نحو را مورد بحث و بررسی قرار داده و اشتباهات دانشمندان این علم را روشن ساخته و در سال 1385 هـ . ق. در تهران منتشر شده است.
5. حاشیه عروه الوثقی: در سال 1390 هـ . ق. در قم چاپ شد.
6. بیست پرسش و پاسخ آن: این كتاب مشتمل بر مسائل مختلف اعتقادی است و در سال 1390 هـ . ق. در قم چاپ شد.
7. التوحید الفائق فی معرفه الخالق: این كتاب درباره كلام و حكمت الهی است و در سال 1380 هـ . ق. تجدید چاپ شد.
8. مقالات حول مباحث الالفاظ: درباره علم اصول است و جلد اول آن در سال 1335 هـ . ق. در تهران چاپ شد.[7]
اجازه روایی
عده‌ای كه از ایشان اجازه روایی دارند، عبارتند از آیات و حجج اسلام:
1. سید محمد علی روضاتی
2. سید عباس حسینی كاشانی.
3. سید علی شفیعی.
4. علی دوانی.
5. ابوالحسن انصاری دزفولی.
6. سید محمد رضا شفیعی.[8]
وفات
آیت الله سید علی موسوی بهبهانی در شب 18 ذی القعده سال 1395 هـ . ق. در 92 سالگی چشم از جهان فروبست. در اندك زمانی، خبر رحلت ایشان به سراسر ایران رسید و مردم از شهرهای مختلف در مراسم تشییع جنازه او در اهواز شركت كردند. این مراسم چنان باعظمت برگزار شد كه تعداد شركت كنندگان را حدود 100000 نفر تخمین زده‌اند. جسد مطهرش در قسمتی از دار العلمی كه خود بنا نهاده بود و وصیت نموده بود كه در آن جا دفن شود، به خاك سپرده شد.[9]
اكنون مرقد وی زیارتگاه مردم است.

[1] .سیمای بهبهان، سید سیف الله نحوی، ص 79، با اندكی تصرف.
[2] .همان.
[3] . شرح حال،‌آثار و افكار آیت الله بهبهانی، علی دوانی، ص 90.
[4] . یكی از قواعد علم اصول است كه برای استنباط احكام شرعی به كار برده می‌شود.
[5] . شرح حال،‌آثار و افكار آیت الله بهبهانی، علی دوانی، ص 100.
[6] . مجله نور علم، دوره چهارم، شماره سوم، ص 56.
[7] . همان، ص 50، و شرح حال، آثار و افكار آیت الله بهبهانی، ص 125.
[8] . مجله نور علم، دوره چهارم، شماره سوم، ص 56.
[9] . شرح حال، ‌آثار و افكار آیه الله بهبهانی، ص 120.
مصطفي محمّدي اهوازي تلخيص از كتاب گلشن ابرار، ج 3، ص 376
نوشته شده در دوشنبه هجدهم آذر 1387ساعت 21:20 توسط امین .م ایرانی| |

Design By : Mihantheme