
اين اقدام در حالي است كه جريان فتنه طي ماههاي گذشته با سر دادن شعارهاي انحرافي، بسيجي واقعي را همت و باكري معرفي ميكرد!
گفتني است سيماي جمهوري اسلامي ايران نيز طي ماههاي گذشته اقدام به پخش سخناني از اين شهيد عزيز در دفاع از ولايت فقيه كرد كه اين امر نيز با انتقاد برخي افراد در اين جريان روبرو شد.
اين اقدامات در حالي صورت ميگيرد كه مردم ولايتمدار كشور در راهپيمايي عظيم خود در روز 9 دي ماه ضمن اعلام انزجار از سران فتنه پس از انتخابات، بار ديگر وفاداري خود به نظام اسلامي و ولايت فقيه را به نمايش گذاشته بودند.
در حالی که سایت های حامی میرحسین موسوی و کروبی نسبت به انتقادات بی پرده و صریح محمد رضا تاجیک در گفتگوی ویژه خبری سکوت اختیار کردند، سایت بالاترین در اقدامی جالب از تاثیر مواد دارویی بر روی تاجیک و اختلال هواس او سخن گفت!
به گزارش رجانیوز تاجیک که تا کنون طی دو دوره معاونت وزارت اصلاعات را بر عهده داشته است، شب گذشته پیکان انتقاد را به سوی دوستان خود گرفت. او اصلاحات را طیفی چهل تیکه
دانست که برخی طیف های آن تمایل به غرب و غربی شدن دارند و به دنبال سکولاریزه کردن جامعه ایرانند. او همچنین اصلاحات را فاقد رهبری و راهبرد مشخص دانست و در خصوص اردوکشی های بعد از انتخابات گفت:«ادامه جريانات پس از انتخابات توجيه ديني، شرعي، قانوني، عقلي، مدني و مردمي نداشت.»
تاجیک همچنین تصریح کرد:«اپوزيسيون خارج از کشور به نيکي مي دانستند که نمي توانند ايجاد کننده موج در کشور ما باشند اما مي توانند از موج هايي که در کشور ما حادث مي شود استفاده کنند و در واقع بايد يک موج ايجاد شود تا آنها بتوانند موج سواري کنند بنابراين اقدام به شکار لحظه ها مي کنند و منتظر مي مانند تا حادثه اي در جامعه ما رخ دهد، موجي تشکيل شود تا آنها بتوانند آن موج را مصادره کنند.»
او در عین حال اغتشاشات را موج سواری بیگانگان از فضایی دانست که اصلاح طلبان به آن داخل دامن زده اند. تاجیک معتقد بود که توهم پیروزی، توهم تقلب می آورد.
به دنبال سخنان تند و تیز تاجیک در گفتگوی ویژه خبری رسانه های اصلاح طلبان و چهره های این جریان ترجیح دادند، طریق سکوت را در پیش بگیرند. با این وجود اما سایت ضدانقلابی بالاترین سکوت همپیمانان خود را شکست و از مصرف مواد دارویی توسط تاجیک سخن گفت! این در حالی بود که همین سایت در واکنش به اظهارات کواکبیان در برنامه به سوی فردا چاره ای جز فحاشی به او را برای خود نمی دید؛ چه آنکه دیگر او زندان نبود که بتوان از قرص خوراندن به او سخن گفت.

بالاترین در مطلبی از آثار شکنجه دارویی روی تاجیک سخن گفت و تکرار مکرر کلمه توهم را نتیجه آفتامین دانست! این سایت همچنین حضور تاجیک در شبکه دو را هم مصداق شکنجه خواند!
به نظر می رسد اکنون و با بالا گرفتن اختلاف نظرها در جریان سبز، یک جریان رادیکال در جبهه اصلاحات با برچسب زدن به چهره هایی که میلی به تندروی ندارند، درصدد بستن فضا است. این جریان همان جریانی است که به بهانه حضور کواکبیان در برنامه تلویزیونی او را هم به باد دشنام می گیرد و گهگاه برای خودش بیانیه هم منتشر می کند! شاید اظهارات مبهم و دوپهلوی خاتمی را هم بتوان نتیجه همین فضا و جرأت کافی نداشتن او برای مواجه با مسائل و مشکلات دانست.
روند ساختارشکنی سبزها به گونه ای بود که حتی صدای رییس مرکز بررسی های استراتژیک دولت خاتمی هم درآمد. محمد رضا تاجیک شب گذشته در گفتگوی ویژه خبری شبکه دوم سیما در مورد وضعیت جبهه اصلاحات، مسائل بعد از انتخابات، انقلاب مخملی، موج سواری های خارجی و... به اظهارنظر پرداخت و روند طی شده بعد از انتخابات را خلاف قانون، عقل، شرع و خواست مردم توصیف کرد.
به گزارش رجانیوز به نقل از ايرنا،
*ادامه جريانات پس از انتخابات توجيه ديني، شرعي، قانوني، عقلي، مدني و مردمي نداشت
رئيس سابق مرکز بررسي هاي استراتژيک رياست جمهوري گفت: تمام تلاش قدرت هاي خارجي و اپوزيسيون برانداز خارجي در حوادث پس از انتخابات بر اين اساس صورت گرفت تا حريم حرمت هاي جامع را بشکنند و خطوط قرمز جامعه را يکي پس از ديگري بي رنگ کنند.
تاجيک با بيان اين مطلب افزود: بي ترديد تجربه 100 سال گذشته ما نشان مي دهد که در هر واقعه که در اين جامعه رخ داده نقش خارجي ها در آن برجسته بوده است.
وي که مشاور رييس جمهور در دوره اصلاحات بوده اظهارداشت: به علت بافت فرهنگي و ديني جامعه ما هم کشورهاي خارجي و هم اپوزيسيون خارج از کشور به نيکي مي دانستند که نمي توانند ايجاد کننده موج در کشور ما باشند اما مي توانند از موج هايي که در کشور ما حادث مي شود استفاده کنند و در واقع بايد يک موج ايجاد شود تا آنها بتوانند موج سواري کنند بنابراين اقدام به شکار لحظه ها مي کنند و منتظر مي مانند تا حادثه اي در جامعه ما رخ دهد، موجي تشکيل شود تا آنها بتوانند آن موج را مصادره کنند.
او هجمه تبليغاتي و رسانه اي بيگانه در مورد انتخابات ايران را بي نظير خواند و گفت: تمام رسانه هاي استکباري و صهيونيستي درون مايه اصلي خود را به ايران اختصاص دادند و به تعبير مک لوهان که مي گويد اين محتواي پيام نيست که مهم است بلکه شکل آن است که مهم به شمار مي رود، آنها با شکل پيام، محتواي ناحق خودشان را به خورد افکار عمومي دادند.
تاجيک اضافه کرد: قدرت هاي خارجي مي دانستند که اگر توهم پيروزي و تقلب در اعماق جان دل مردم رسوب کند و آن را باور کنند، نگاه ها، زبان ها و گوش ها تيزتر مي شود و اينها مي توانند در اين فضا بهره برداري خاص خود را انجام دهند بنابراين تمام تلاش را کردند که انتخابات را تبديل به اغتشاشات کنند و امري طبيعي در يک جامعه را به فضاي بحراني سرشار از اغتشاش و فضاي کاملا غير مدني تبديل کنند.
وي خاطرنشان کرد: رسانه هاي خارجي و قدرت ها تمام تلاش خود را کردند تا اين موج را به شکلي مصادره کنند که رهبري آن از داخل به خارج منتقل شود و ديگر افراد شروع کننده براي ادامه راه تصميم گيرنده نباشند، اراده آنها در حاشيه قرار بگيرد و صداي آنها ديگر شنيده نشود و پژواک نداشته باشد تا بر اساس آن بتوانند شعارها را تغيير دهند، جهت گيري ها را عوض کنند و از تقابل دو رقيب انتخاباتي فضا را خارج کرده و به تقابل با نظام بکشانند.
مشاور رييس جمهور در دولت اصلاحات در ارزيابي خود از حوادث پس از انتخابات گفت: از نظر من ادامه جريانات پس از انتخابات توجيه ديني، شرعي، قانوني، عقلي، مدني و مردمي نداشت.
تاجيک به نداشتن دلايل ديني و شرعي اشاره کرد و افزود: در يک نظام ولايي فصل الخطاب ولايت امر است بنابراين وقتي ايشان سخن مي گويند بايد تمام کرد و در هيچ کجاي قرآن، احاديث، روايات، سيره و سنت تجويزي بر اين گونه
حرکات نمي بينيم.
وي درباره عدم وجود توجيه قانوني اين اقدامات اظهارداشت: نخست اينکه در قانون اساسي ما فصل الخطاب باز ولايت است و دوم اينکه هيچ قانوني از جمله قانون ما اجازه نمي دهد که براي تحقق خواست خود فراسوي آن عمل کنيد چرا که راهکار و ساز و کار قانوني مشخص است و بايد از همان مسير دنبال کرد و به نتيجه رسيد.
او با تاکيد بر اينکه هيچ عقل سليمي نمي گويد که در مسيري گام برداريد که بي فرجام است، در هر گوشه آن ديو و ددي خفته، دشمني کمين کرده و پر هزينه است، ادامه داد: گام برداشتن در مسير خلاف منافع ملي به دور از عقل است چرا که منافع ملي بر منافع فردي، گروهي و حزبي ارجح است.
رئيس سابق مرکز بررسي هاي استراتژيک با بيان اينکه امام (ره) پايه گذار نظامي بودند که ستون خيمه آن از جنس دين و اعتقادات و ارزش هاي ديني بوده، تصريح کرد: حيثيت و هويت اين نظام ديني بوده و به علت تکيه بر همين مولفه قدرت، به تعبير حضرت امام (ره) تبديل به قطب سوم قدرت جهاني مي شود.
تاجيک افزود: بنابراين چنين نظامي که يک نظام ديني است مترادف با يک نظام مردمي، ارزشي، اخلاقي به شمار مي رود که مي توان به درستي و راستي کردار و رفتار حاکمان و نخبگان و نهادهاي آن اطمينان کرد.
وي در توضيح علت اينکه چنين رفتارهايي مدني نيست، اظهارکرد: نخست بايد گفت مدني بودن صرفا در پرتو قانون معني پيدا مي کند و هيچ گاه نمي توان مدني بودن را فراسوي قانون تعريف کرد و دوم اينکه مدني بودن با خشونت تخريب اموال عمومي سازگاري ندارد بنابراين از هر منظري که نگاه کنيد ادامه اين قضيه توجيهي نداشت و به صلاح مملکت نبود به اين شکل مسير را هموار کنيم براي اينکه جرياناتي در جامعه رخ دهد که ادامه آن را هم نتوان کنترل کرد و اشخاص ديگري بر روي اين موج سوار شوند و به هدايت آن بپردازند.
*جريان اصلاحات طيفي چهل تکه است
محمدرضا تاجيک در ادامه اين گفت و گو در ارزيابي جريان اصلاحات گفت: اين جريان، طيفي چهل تکه و رنگارنگ است که گروه هاي تندرو راديکال تا محافظه کار، افراد سنتي، مدرن، روشنفکران سکولار تا روشنفکران ديني و دنباله رو هاي جامعه ديني تا کساني که به دنبال يک جامعه غربي هستند، در آن قرار دارند.
وي در ادامه افزود: از نظر کليت جريان اصلاحات بايد گفت که اين جريان آغازي بود در ميان آغازهاي متعددي که ما در طول 100 سال تجربه کرديم و در واقع از نوع آغازهايي بي فرجام که هنوز متولد نشده اند، مرگ آنها فرا مي رسد و نمي توانند تاثيرات عميق و گسترده اي را در جامعه برجا بگذارند.
تاجيک با اشاره به اينکه جريان اصلاحات 76 يک روايت و حکايت تاريخي نبود بلکه پروژه اي بود که ريشه در اعماق تاريخ نداشت، خاطرنشان کرد: در طول 100 سال گذشته هر کجا که نشاني از يک حرکت اصلاحي مي بينيم يک عده منور الفکر فرنگي مآب در پس آن قرار گرفته اند که منظورشان از اصلاحات سکولار، غربي و مدرن کردن جامعه است که تداوم پيدا نمي کند چون با مذاق فرهنگي و معرفتي جامعه ما همخواني ندارد.
اين کارشناس مسايل استراتژيک اظهارداشت: برخلاف جريان انقلاب و حرکت امام بزرگوار که يک جريان عظيم و ريشه دار اجتماعي، فکري و سياسي را پايه گذاري کردند، فقدان ريشه تاريخي براي اين گروه مشکلات و آفاتي ديگر را دامنگير جريان اصلاحات مي کند که يکي از اين آفات جدي فقدان هدف مشترک است. يعني در جريان اصلاحات ما با اهداف بسيار متعدد و متنوع مواجه مي شويم.
تاجيک تصريح کرد: برخي از گروه هاي اصلاح طلب به دنبال تحقق جامعه مدني هستند، برخي هدف خود را تحقق دموکراسي در کشور مي دانند، گروه هاي ديگر دموکراسي منطبق با دين را مطرح مي کنند و برخي دين منطبق با دموکراسي را، بعضي هدف خود را نوعي غربي شدن جامعه و برخي سکولار شدن جامعه و برخي به دنبال يک جامعه ديني با نوعي قرائت خاص هستند.
بنابراين حتي در هدف هم طيف اصلاحات جمعيت نشده اند و گروه هاي مختلف به علت تکثر هدفي که دنبال مي کردند نتوانستند تبديل به يک جمعيت شوند و در همين جا هم شايد برخي اصلاح طلبان از هدفي که امام دنبال مي کرد، فاصله گرفتند.
وي اضافه کرد: مساله ديگري که بر اثر اين فقدان ريشه تاريخي اتفاق افتاد، عدم انسجام و وحدت در ميان اصلاح طلبان بود که عواملي نظير فقدان ايدئولوژي، فقدان رهبري مشترک و فقدان راهبرد مشترک مي تواند در اين راستا تاثيرگذار باشد.
او درباره فقدان ايدئولوژي در ميان اصلاح طلبان گفت: بسياري از اين افراد به تاثير از برخي جريانات روشنفکري در جامعه به اين نتيجه رسيدند که ايدئولوژي، يک دستگاه تماميت طلب، جهانشمول، تقليل گرا و جوهرگرا است که مانع تحرک فکري و پلوراليزم معرفتي مي شود پس بايد نوعي ايدئولوژي زدايي کرد و خود را از آن رها ساخت و اصلا عصر ما، عصر پايان ايدئولوژي هاست و بايد به تنوع فکري و تکثر فکري برسيم در حالي که ايدئولوژي ها اين اجازه را نمي دهند.
رئيس سابق مرکز بررسي هاي استراتژيک تاکيد کرد: بر اساس همين ايدئولوژي زدايي، به نظر من برخي از اصلاح طلبان دچار آفتي ديگر به نام جدايي دين از سياست شدند يعني برنتابيدند ديني باشد که با سياست ممزوج باشد چون توليد ايدئولوژي مي کند و در اين نقطه اين عده از اصلاح طلبان دوباره از آموزه هاي امام (ره) جدا شدند.
تاجيک با بيان اينکه افزون بر فقدان ايدئولوژي ما با فقدان رهبري هم مواجه هستيم، ادامه داد: برخلاف جريان امام (ره) که ايشان در يک دوره طولاني مدت تاريخي در اعماق دل و جان مردم به عنوان يک رهبر نشستند، رهبري جنبش اصلاحات ريشه و گذشته تاريخي ندارد و در شرايطي خاص ايجاد مي شود.
وي از فقدان راهبرد مشترک در ميان اصلاح طلبان به عنوان مشکلي ديگر ياد کرد و گفت: اکثريت اصلاح طلبان در راهبرد هم جمعيت نشدند و با هم وحدتي نداشتند چرا که عده اي به دنبال تثبيت قانون بودند و عده اي به دنبال تغيير آن، عده اي به دنبال عبور از محمد خاتمي بودند و عده اي به دنبال توقف در آقاي خاتمي و اين مشکلاتي جدي را ايجاد کرد.
او همچنين اصلي ترين مشکل فضاي اصلاح طلبي را فقدان يک رهيافت و گفتمان تعريف شده دانست و تصريح کرد: گفتمان اصلاحات هم يک گفتمان چهل تکه و پيوندي به شمار مي رود و هويت ترکيبي دارد که درون آن از واژگان سنتي تا واژگان ديني، غربي و ... را مي توان يافت و براي همين است که در بافت و تافت اين گفتمان تکثر و وحدت، سنت و مدرنيته، انقلاب و اصلاح، ديانت و سياست، تثبيت قانون و تغيير آن، راديکاليزم و محافظه کاري و نخبه گرايي و مردم گرايي را در کنار هم مي بينيم که فضايي مغشوش را به وجود آورده است.
تاجيک افزود: فقدان يک فرهنگ سياسي غني اصلاحي را هم مي توان به عنوان يکي از مشکلات جريان اصلاح طلبي برشمرد که مي توان فقدان تجربه کار تشکيلاتي را هم به آن اضافه کرد.
وي ادامه داد: جبهه اي که تشکيل مي شود، چهل تکه است که اجزاي مختلفي دارد و نه به يک حزب شباهت دارد و نه به يک تشکل منسجم که بتوان درباره آن سخن گفت و اين فقدان فرهنگ سياسي موجب شد که جريان اصلاحات در فضاي اصلي خود بيشتر گرايش به نخبگان پيدا کند تا مردم و دچار نوعي توهم دهه 60 و 70 مارکسيست ها شود که بحث پوپوليزم را مطرح مي کردند و اين طيف براي رهايي از پوپوليزم به صورت روز افزوني به نخبه گرايي گرايش پيدا کرد و هفت دهک پايين جامعه ما فراموش شد.
"جريان اصلي اصلاح طلبي زبان و بيان ارتباط با توده هاي مردم را نداشت و زباني نخبه گرا داشت که تنها آنان با اين زبان رابطه برقرار مي کردند و براي همين فرض کردند که اگر اين سه دهک را داشته باشند پيروز هستند بنابراين فراموش کردند که هفت دهک پايين به گونه اي ديگر فکر مي کنند و گرايشات و تمايلات آنان چيز ديگري است. "
وي با بيان اينکه بسياري از تندروهاي اصلاح طلب هويتي نقيضي داشتند و خود را در رد ديگران تعريف مي کردند، گفت: اصلاح طلبان دو فرصت چهار ساله داشتند که با راي بالاي آقاي خاتمي وارد ميدان شدند و بايد از اين فرصت استفاده مي کردند و راه خود را هموار مي کردند و از خود کارآمدي نشان مي دادند نه اينکه در پي اين باشند که چگونه مقابله کنند.
او با تاکيد بر اينکه اين هويت نقيضي مانع از اين شد که آنها مسير را به سوي آينده هموار کنند تا مردم اقبال نشان دهند، افزود: بايد ديد چه حادثه اي رخ داد که بعد از هشت سال مردم ريزش کردند و ديگر به اين جريان اقبال نشان ندادند.
* قدرت هاي بزرگ سوداي کودتاي مخملي در ايران دارند
کارشناس مسايل استراتژيک درباره تشبيه حوادث بعد از انتخابات ايران به کودتاي مخملي و امکان تحقق آن در کشور، گفت: نبايد ترديد کرد که قدرت هاي بزرگ و حتي اپوزيسيون خارج کشور در سوداي ايجاد چنين انقلابي در کشور هستند.
تاجيک تصريح کرد: اپوزيسيون خارج کشور و حتي موسسات استراتژيک غربي از مدت ها قبل به اين نتيجه رسيدند که براي اسقاط نظام انقلابي و ديني بايد از همان استراتژي هايي استفاده کرد که خود انقلاب به ما معرفي مي کند و مدت ها است که اين دگرديسي را ايجاد کردند که بتوانند از استراتژي هاي انقلاب عليه آن استفاده کنند.
وي با تاکيد بر اينکه انقلاب ما با تکيه بر ميکرو فيزيک قدرت پيروز شد نه ماکروفيزيک قدرت، افزود: اين انقلاب با تکيه بر قدرت هاي خرد، رسانه هاي کوچک، شب نامه ها و نوارها در مقابل رسانه بزرگ و ميکرو پالتيک در مقابل ماکرو پالتيک پيروز شد و تمام ريز بدنه هاي جامع تجميع و تبديل به يدي واحد شدند.
او اظهارداشت: به عقيده من جامعه ما هرگز چنين استعدادي مانند کشورهاي اروپاي شرقي و آسياي ميانه ندارد به دليل اينکه در آستانه انقلاب هاي رنگي در چنين جوامعي، ما يک نوع ايدئولوژي زدگي مفرط را شاهد هستيم اما در جامعه ما آمارهاي معتبر مي گويد که بالغ بر 90 درصد مردم ما ايمان جدي به خدا دارند و دين را موجب نشاط، سلامت و راستي مي دانند.
تاجيک اضافه کرد: آمار ديگري در جامعه ما نشان مي دهد که اکثر مردم دين را برترين نظام معنايي، هنجاري و ارزشي خودشان مي دانند و با تمام روح و روانشان به آن اعتقاد دارند يعني دين در اعماق روح و روان مردم رسوب کرده و جزئي از هستي آنان به شمار مي رود.
اين کارشناس مسائل استراتژيک گفت: آمار جالب ديگري در جامعه ما نشان مي دهد که هر موقع عده اي تلاش کردند که سکولاريزم را تقويت کنند، عصبيت هاي ديني تقويت شده و گرايش به آن بيشتر و عميق تر شده است و همين آمار نشان مي دهد که هر زمان هجمه اي حتي خارجي به جامعه صورت گرفته، عصبيت هاي ديني، بومي و ملي تقويت شده است.
بنابراين هر نوع حرکتي در جهت نوعي اسقاط نظم و نظام موجود چه به صورت نرم و چه به صورت سخت، جز تقويت عصبيت هاي ديني و ملي چيز ديگري اضافه نمي کند و قدرت هاي غربي اين مسايل را تجربه کرده و مي دانند که در جامعه ما چنين چيزي ممکن نيست و حادث نمي شود.
وي افزود: مشکل بعدي در آستانه انقلاب هاي رنگي در جوامعي که آن را تجربه کرده اند، وجود نوعي شقاق در ميان حاکميت و حکومت بوده به اين معني که خودي عليه خودي درون حاکميت صف کشيده است و کساني که نخبگان اصلي جامعه و متولي حکومت هستند در مقابل هم ايستاده اند.
او خاطرنشان کرد: بسياري از اين اتفاقات در اثر آموزش هاي موسسات غربي که درون اين کشورها به نام موسسات صلح، آزادي، دموکراسي و ... ايجاد شده بود، رخ مي دهد چرا که موسسات ياد شده تاثير فکري، آموزشي و تعليماتي خود را بر عده اي گذاشته و آنها را به تعبير خود، تبديل کرده بودند به پرندگان گردن چرخان که در موقع احساس خطر و مواقع خاص زبان و بيان آنها 180 درجه مي چرخد و لسان غرب در کشورشان مي شوند اما چنين شقاقي هيچ گاه ميان نخبگان رسمي در کشور ما ايجاد نشده است.
مشاور رييس جمهور در دولت اصلاحات تصريح کرد: علاوه بر آن، در فضاي قانوني و سازوکارهاي حکومتي و حاکميتي ما انديشه اي شده که جلوي چنين شقاق هايي را بگيرد که از جمله آن مي توان به اصل مترقي ولايت فقيه اشاره کرد که فصل الخطاب در همه امور هستند و اجازه نفوذ چنين مسايلي را به درون حاکميت و حکومت نمي دهند.
تاجيک گفت: مساله ديگر انديشه والاي حضرت امام(ره) است که مجمع تشخيص مصلحت را در نظر گرفتند که بسياري از اختلافاتي که در نهادهاي مختلف ايجاد مي شود به اين شورا برده مي شود، مورد حل و فصل قرار مي گيرد و اجازه نمي دهد که ميان نهادها اختلافي ايجاد شود.
وي اظهارداشت: از موارد ديگري که در آستانه انقلاب هاي رنگي در اين جوامع وجود داشت، فعال بودن سفارت آمريکا در اين کشورها و ديگر موسسات غربي است که به نام نهادهاي مختلف مدني و تحقيقاتي که اقدام به تعليم و آموزش دانشجويان و گروه هاي مختلف جوان مي کردند و بسيار هم موثر بودند.
او ادامه داد: ديگر پديده اي که در آستانه انقلاب هاي رنگي در اين کشورها مي شود نام برد، سيطره سنگين روسيه بر اين کشورها است و مردم اين کشورها دچار يک نوع روان پريشي شده اند و به دنبال مفري هستند تا از اين فضا آزاد شوند براي همين به غرب و فرهنگ و حضور آن خوش آمد مي گويند براي فرار از سيطره اي که قوميت، باور، حکومت و فرهنگ آنان را براي ساليان سال تحقير کرده است.
تاجيک تصريح کرد: اما چنين فضايي اساسا در کشور ما حادث نشده و بايد گفت که هيچ شباهتي هم ميان جامعه ما و جوامعي که در آن انقلاب رنگي حادث شده وجود ندارد چرا که جامعه ما داراي يک فرهنگ و تمدن 6 هزار ساله است که کمتر جامعه اي از چنين تمدن و فرهنگي غني برخوردار مي باشد.
اين کارشناس مسائل استراتژيک افزود: آمار در کشور ما نشان مي دهد که اکثر مردم ما به مليت و ايراني بودن خود افتخار مي کنند و تجربه تاريخي نشان مي دهد که هر زمان مورد هجمه خارجي قرار گرفتيم، اين فرهنگ، تمدن و دين ما بوده که روي مهاجم تاثير گذاشته و او شبيه ما شده است.
*توصیه به دانشجویان
محمدرضا تاجیک در پایان برنامه گفتگوی خبری شبکه دوم سیما نیز خطاب به دانشجویان گفت: دانشجویان عزیز اگر تاکنون کلامی از بنده آموخته اند، این کلام دوم باشد که من مطمئنم که دانشجویان این مرز و بوم به شعور و رشادتی رسیدند که تشخیص بدهند در عصر منطق به سر می بریم.
مشاور خاتمی و موسوی ادامه داد: اقدامات هیجانی و احساسی کور هستند و راه به جایی نخواهند برد و باید حریم قانون را پاس داشت.
عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی افزود: دانشجوهای ما به این بلوغ رسیده اند که ادامه صدای دیگران در دانشگاه نباشند و خودشان سخن بگویند و پژواک سخن دیگری در دانشگاه نباشند. دانشجو همیشه یک قشر آوانگارد و پیشرو محسوب می شود و دیگران باید به او تاسی کنند و دانشجو باید تولید تدبیر کند نه برعکس.
تاجیک در پایان گفت: دانشجو باید با درایت و هوشیاری در داخل دانشگاه عمل کند و نباید با حرکات تند و احساسی عمل کردن و فراقانونی حرکت کردن برای حضور بیگانگان و اهئاف خصمانه اشان آماده سازی کند.
روند ساختارشکنی سبزها به گونه ای بود که حتی صدای رییس مرکز بررسی های استراتژیک دولت خاتمی هم درآمد. محمد رضا تاجیک شب گذشته در گفتگوی ویژه خبری شبکه دوم سیما در مورد وضعیت جبهه اصلاحات، مسائل بعد از انتخابات، انقلاب مخملی، موج سواری های خارجی و... به اظهارنظر پرداخت و روند طی شده بعد از انتخابات را خلاف قانون، عقل، شرع و خواست مردم توصیف کرد.
به گزارش رجانیوز به نقل از ايرنا،
*ادامه جريانات پس از انتخابات توجيه ديني، شرعي، قانوني، عقلي، مدني و مردمي نداشت
رئيس سابق مرکز بررسي هاي استراتژيک رياست جمهوري گفت: تمام تلاش قدرت هاي خارجي و اپوزيسيون برانداز خارجي در حوادث پس از انتخابات بر اين اساس صورت گرفت تا حريم حرمت هاي جامع را بشکنند و خطوط قرمز جامعه را يکي پس از ديگري بي رنگ کنند.
تاجيک با بيان اين مطلب افزود: بي ترديد تجربه 100 سال گذشته ما نشان مي دهد که در هر واقعه که در اين جامعه رخ داده نقش خارجي ها در آن برجسته بوده است.
وي که مشاور رييس جمهور در دوره اصلاحات بوده اظهارداشت: به علت بافت فرهنگي و ديني جامعه ما هم کشورهاي خارجي و هم اپوزيسيون خارج از کشور به نيکي مي دانستند که نمي توانند ايجاد کننده موج در کشور ما باشند اما مي توانند از موج هايي که در کشور ما حادث مي شود استفاده کنند و در واقع بايد يک موج ايجاد شود تا آنها بتوانند موج سواري کنند بنابراين اقدام به شکار لحظه ها مي کنند و منتظر مي مانند تا حادثه اي در جامعه ما رخ دهد، موجي تشکيل شود تا آنها بتوانند آن موج را مصادره کنند.
او هجمه تبليغاتي و رسانه اي بيگانه در مورد انتخابات ايران را بي نظير خواند و گفت: تمام رسانه هاي استکباري و صهيونيستي درون مايه اصلي خود را به ايران اختصاص دادند و به تعبير مک لوهان که مي گويد اين محتواي پيام نيست که مهم است بلکه شکل آن است که مهم به شمار مي رود، آنها با شکل پيام، محتواي ناحق خودشان را به خورد افکار عمومي دادند.
تاجيک اضافه کرد: قدرت هاي خارجي مي دانستند که اگر توهم پيروزي و تقلب در اعماق جان دل مردم رسوب کند و آن را باور کنند، نگاه ها، زبان ها و گوش ها تيزتر مي شود و اينها مي توانند در اين فضا بهره برداري خاص خود را انجام دهند بنابراين تمام تلاش را کردند که انتخابات را تبديل به اغتشاشات کنند و امري طبيعي در يک جامعه را به فضاي بحراني سرشار از اغتشاش و فضاي کاملا غير مدني تبديل کنند.
وي خاطرنشان کرد: رسانه هاي خارجي و قدرت ها تمام تلاش خود را کردند تا اين موج را به شکلي مصادره کنند که رهبري آن از داخل به خارج منتقل شود و ديگر افراد شروع کننده براي ادامه راه تصميم گيرنده نباشند، اراده آنها در حاشيه قرار بگيرد و صداي آنها ديگر شنيده نشود و پژواک نداشته باشد تا بر اساس آن بتوانند شعارها را تغيير دهند، جهت گيري ها را عوض کنند و از تقابل دو رقيب انتخاباتي فضا را خارج کرده و به تقابل با نظام بکشانند.
مشاور رييس جمهور در دولت اصلاحات در ارزيابي خود از حوادث پس از انتخابات گفت: از نظر من ادامه جريانات پس از انتخابات توجيه ديني، شرعي، قانوني، عقلي، مدني و مردمي نداشت.
تاجيک به نداشتن دلايل ديني و شرعي اشاره کرد و افزود: در يک نظام ولايي فصل الخطاب ولايت امر است بنابراين وقتي ايشان سخن مي گويند بايد تمام کرد و در هيچ کجاي قرآن، احاديث، روايات، سيره و سنت تجويزي بر اين گونه
حرکات نمي بينيم.
وي درباره عدم وجود توجيه قانوني اين اقدامات اظهارداشت: نخست اينکه در قانون اساسي ما فصل الخطاب باز ولايت است و دوم اينکه هيچ قانوني از جمله قانون ما اجازه نمي دهد که براي تحقق خواست خود فراسوي آن عمل کنيد چرا که راهکار و ساز و کار قانوني مشخص است و بايد از همان مسير دنبال کرد و به نتيجه رسيد.
او با تاکيد بر اينکه هيچ عقل سليمي نمي گويد که در مسيري گام برداريد که بي فرجام است، در هر گوشه آن ديو و ددي خفته، دشمني کمين کرده و پر هزينه است، ادامه داد: گام برداشتن در مسير خلاف منافع ملي به دور از عقل است چرا که منافع ملي بر منافع فردي، گروهي و حزبي ارجح است.
رئيس سابق مرکز بررسي هاي استراتژيک با بيان اينکه امام (ره) پايه گذار نظامي بودند که ستون خيمه آن از جنس دين و اعتقادات و ارزش هاي ديني بوده، تصريح کرد: حيثيت و هويت اين نظام ديني بوده و به علت تکيه بر همين مولفه قدرت، به تعبير حضرت امام (ره) تبديل به قطب سوم قدرت جهاني مي شود.
تاجيک افزود: بنابراين چنين نظامي که يک نظام ديني است مترادف با يک نظام مردمي، ارزشي، اخلاقي به شمار مي رود که مي توان به درستي و راستي کردار و رفتار حاکمان و نخبگان و نهادهاي آن اطمينان کرد.
وي در توضيح علت اينکه چنين رفتارهايي مدني نيست، اظهارکرد: نخست بايد گفت مدني بودن صرفا در پرتو قانون معني پيدا مي کند و هيچ گاه نمي توان مدني بودن را فراسوي قانون تعريف کرد و دوم اينکه مدني بودن با خشونت تخريب اموال عمومي سازگاري ندارد بنابراين از هر منظري که نگاه کنيد ادامه اين قضيه توجيهي نداشت و به صلاح مملکت نبود به اين شکل مسير را هموار کنيم براي اينکه جرياناتي در جامعه رخ دهد که ادامه آن را هم نتوان کنترل کرد و اشخاص ديگري بر روي اين موج سوار شوند و به هدايت آن بپردازند.
*جريان اصلاحات طيفي چهل تکه است
محمدرضا تاجيک در ادامه اين گفت و گو در ارزيابي جريان اصلاحات گفت: اين جريان، طيفي چهل تکه و رنگارنگ است که گروه هاي تندرو راديکال تا محافظه کار، افراد سنتي، مدرن، روشنفکران سکولار تا روشنفکران ديني و دنباله رو هاي جامعه ديني تا کساني که به دنبال يک جامعه غربي هستند، در آن قرار دارند.
وي در ادامه افزود: از نظر کليت جريان اصلاحات بايد گفت که اين جريان آغازي بود در ميان آغازهاي متعددي که ما در طول 100 سال تجربه کرديم و در واقع از نوع آغازهايي بي فرجام که هنوز متولد نشده اند، مرگ آنها فرا مي رسد و نمي توانند تاثيرات عميق و گسترده اي را در جامعه برجا بگذارند.
تاجيک با اشاره به اينکه جريان اصلاحات 76 يک روايت و حکايت تاريخي نبود بلکه پروژه اي بود که ريشه در اعماق تاريخ نداشت، خاطرنشان کرد: در طول 100 سال گذشته هر کجا که نشاني از يک حرکت اصلاحي مي بينيم يک عده منور الفکر فرنگي مآب در پس آن قرار گرفته اند که منظورشان از اصلاحات سکولار، غربي و مدرن کردن جامعه است که تداوم پيدا نمي کند چون با مذاق فرهنگي و معرفتي جامعه ما همخواني ندارد.
اين کارشناس مسايل استراتژيک اظهارداشت: برخلاف جريان انقلاب و حرکت امام بزرگوار که يک جريان عظيم و ريشه دار اجتماعي، فکري و سياسي را پايه گذاري کردند، فقدان ريشه تاريخي براي اين گروه مشکلات و آفاتي ديگر را دامنگير جريان اصلاحات مي کند که يکي از اين آفات جدي فقدان هدف مشترک است. يعني در جريان اصلاحات ما با اهداف بسيار متعدد و متنوع مواجه مي شويم.
تاجيک تصريح کرد: برخي از گروه هاي اصلاح طلب به دنبال تحقق جامعه مدني هستند، برخي هدف خود را تحقق دموکراسي در کشور مي دانند، گروه هاي ديگر دموکراسي منطبق با دين را مطرح مي کنند و برخي دين منطبق با دموکراسي را، بعضي هدف خود را نوعي غربي شدن جامعه و برخي سکولار شدن جامعه و برخي به دنبال يک جامعه ديني با نوعي قرائت خاص هستند.
بنابراين حتي در هدف هم طيف اصلاحات جمعيت نشده اند و گروه هاي مختلف به علت تکثر هدفي که دنبال مي کردند نتوانستند تبديل به يک جمعيت شوند و در همين جا هم شايد برخي اصلاح طلبان از هدفي که امام دنبال مي کرد، فاصله گرفتند.
وي اضافه کرد: مساله ديگري که بر اثر اين فقدان ريشه تاريخي اتفاق افتاد، عدم انسجام و وحدت در ميان اصلاح طلبان بود که عواملي نظير فقدان ايدئولوژي، فقدان رهبري مشترک و فقدان راهبرد مشترک مي تواند در اين راستا تاثيرگذار باشد.
او درباره فقدان ايدئولوژي در ميان اصلاح طلبان گفت: بسياري از اين افراد به تاثير از برخي جريانات روشنفکري در جامعه به اين نتيجه رسيدند که ايدئولوژي، يک دستگاه تماميت طلب، جهانشمول، تقليل گرا و جوهرگرا است که مانع تحرک فکري و پلوراليزم معرفتي مي شود پس بايد نوعي ايدئولوژي زدايي کرد و خود را از آن رها ساخت و اصلا عصر ما، عصر پايان ايدئولوژي هاست و بايد به تنوع فکري و تکثر فکري برسيم در حالي که ايدئولوژي ها اين اجازه را نمي دهند.
رئيس سابق مرکز بررسي هاي استراتژيک تاکيد کرد: بر اساس همين ايدئولوژي زدايي، به نظر من برخي از اصلاح طلبان دچار آفتي ديگر به نام جدايي دين از سياست شدند يعني برنتابيدند ديني باشد که با سياست ممزوج باشد چون توليد ايدئولوژي مي کند و در اين نقطه اين عده از اصلاح طلبان دوباره از آموزه هاي امام (ره) جدا شدند.
تاجيک با بيان اينکه افزون بر فقدان ايدئولوژي ما با فقدان رهبري هم مواجه هستيم، ادامه داد: برخلاف جريان امام (ره) که ايشان در يک دوره طولاني مدت تاريخي در اعماق دل و جان مردم به عنوان يک رهبر نشستند، رهبري جنبش اصلاحات ريشه و گذشته تاريخي ندارد و در شرايطي خاص ايجاد مي شود.
وي از فقدان راهبرد مشترک در ميان اصلاح طلبان به عنوان مشکلي ديگر ياد کرد و گفت: اکثريت اصلاح طلبان در راهبرد هم جمعيت نشدند و با هم وحدتي نداشتند چرا که عده اي به دنبال تثبيت قانون بودند و عده اي به دنبال تغيير آن، عده اي به دنبال عبور از محمد خاتمي بودند و عده اي به دنبال توقف در آقاي خاتمي و اين مشکلاتي جدي را ايجاد کرد.
او همچنين اصلي ترين مشکل فضاي اصلاح طلبي را فقدان يک رهيافت و گفتمان تعريف شده دانست و تصريح کرد: گفتمان اصلاحات هم يک گفتمان چهل تکه و پيوندي به شمار مي رود و هويت ترکيبي دارد که درون آن از واژگان سنتي تا واژگان ديني، غربي و ... را مي توان يافت و براي همين است که در بافت و تافت اين گفتمان تکثر و وحدت، سنت و مدرنيته، انقلاب و اصلاح، ديانت و سياست، تثبيت قانون و تغيير آن، راديکاليزم و محافظه کاري و نخبه گرايي و مردم گرايي را در کنار هم مي بينيم که فضايي مغشوش را به وجود آورده است.
تاجيک افزود: فقدان يک فرهنگ سياسي غني اصلاحي را هم مي توان به عنوان يکي از مشکلات جريان اصلاح طلبي برشمرد که مي توان فقدان تجربه کار تشکيلاتي را هم به آن اضافه کرد.
وي ادامه داد: جبهه اي که تشکيل مي شود، چهل تکه است که اجزاي مختلفي دارد و نه به يک حزب شباهت دارد و نه به يک تشکل منسجم که بتوان درباره آن سخن گفت و اين فقدان فرهنگ سياسي موجب شد که جريان اصلاحات در فضاي اصلي خود بيشتر گرايش به نخبگان پيدا کند تا مردم و دچار نوعي توهم دهه 60 و 70 مارکسيست ها شود که بحث پوپوليزم را مطرح مي کردند و اين طيف براي رهايي از پوپوليزم به صورت روز افزوني به نخبه گرايي گرايش پيدا کرد و هفت دهک پايين جامعه ما فراموش شد.
"جريان اصلي اصلاح طلبي زبان و بيان ارتباط با توده هاي مردم را نداشت و زباني نخبه گرا داشت که تنها آنان با اين زبان رابطه برقرار مي کردند و براي همين فرض کردند که اگر اين سه دهک را داشته باشند پيروز هستند بنابراين فراموش کردند که هفت دهک پايين به گونه اي ديگر فکر مي کنند و گرايشات و تمايلات آنان چيز ديگري است. "
وي با بيان اينکه بسياري از تندروهاي اصلاح طلب هويتي نقيضي داشتند و خود را در رد ديگران تعريف مي کردند، گفت: اصلاح طلبان دو فرصت چهار ساله داشتند که با راي بالاي آقاي خاتمي وارد ميدان شدند و بايد از اين فرصت استفاده مي کردند و راه خود را هموار مي کردند و از خود کارآمدي نشان مي دادند نه اينکه در پي اين باشند که چگونه مقابله کنند.
او با تاکيد بر اينکه اين هويت نقيضي مانع از اين شد که آنها مسير را به سوي آينده هموار کنند تا مردم اقبال نشان دهند، افزود: بايد ديد چه حادثه اي رخ داد که بعد از هشت سال مردم ريزش کردند و ديگر به اين جريان اقبال نشان ندادند.
* قدرت هاي بزرگ سوداي کودتاي مخملي در ايران دارند
کارشناس مسايل استراتژيک درباره تشبيه حوادث بعد از انتخابات ايران به کودتاي مخملي و امکان تحقق آن در کشور، گفت: نبايد ترديد کرد که قدرت هاي بزرگ و حتي اپوزيسيون خارج کشور در سوداي ايجاد چنين انقلابي در کشور هستند.
تاجيک تصريح کرد: اپوزيسيون خارج کشور و حتي موسسات استراتژيک غربي از مدت ها قبل به اين نتيجه رسيدند که براي اسقاط نظام انقلابي و ديني بايد از همان استراتژي هايي استفاده کرد که خود انقلاب به ما معرفي مي کند و مدت ها است که اين دگرديسي را ايجاد کردند که بتوانند از استراتژي هاي انقلاب عليه آن استفاده کنند.
وي با تاکيد بر اينکه انقلاب ما با تکيه بر ميکرو فيزيک قدرت پيروز شد نه ماکروفيزيک قدرت، افزود: اين انقلاب با تکيه بر قدرت هاي خرد، رسانه هاي کوچک، شب نامه ها و نوارها در مقابل رسانه بزرگ و ميکرو پالتيک در مقابل ماکرو پالتيک پيروز شد و تمام ريز بدنه هاي جامع تجميع و تبديل به يدي واحد شدند.
او اظهارداشت: به عقيده من جامعه ما هرگز چنين استعدادي مانند کشورهاي اروپاي شرقي و آسياي ميانه ندارد به دليل اينکه در آستانه انقلاب هاي رنگي در چنين جوامعي، ما يک نوع ايدئولوژي زدگي مفرط را شاهد هستيم اما در جامعه ما آمارهاي معتبر مي گويد که بالغ بر 90 درصد مردم ما ايمان جدي به خدا دارند و دين را موجب نشاط، سلامت و راستي مي دانند.
تاجيک اضافه کرد: آمار ديگري در جامعه ما نشان مي دهد که اکثر مردم دين را برترين نظام معنايي، هنجاري و ارزشي خودشان مي دانند و با تمام روح و روانشان به آن اعتقاد دارند يعني دين در اعماق روح و روان مردم رسوب کرده و جزئي از هستي آنان به شمار مي رود.
اين کارشناس مسائل استراتژيک گفت: آمار جالب ديگري در جامعه ما نشان مي دهد که هر موقع عده اي تلاش کردند که سکولاريزم را تقويت کنند، عصبيت هاي ديني تقويت شده و گرايش به آن بيشتر و عميق تر شده است و همين آمار نشان مي دهد که هر زمان هجمه اي حتي خارجي به جامعه صورت گرفته، عصبيت هاي ديني، بومي و ملي تقويت شده است.
بنابراين هر نوع حرکتي در جهت نوعي اسقاط نظم و نظام موجود چه به صورت نرم و چه به صورت سخت، جز تقويت عصبيت هاي ديني و ملي چيز ديگري اضافه نمي کند و قدرت هاي غربي اين مسايل را تجربه کرده و مي دانند که در جامعه ما چنين چيزي ممکن نيست و حادث نمي شود.
وي افزود: مشکل بعدي در آستانه انقلاب هاي رنگي در جوامعي که آن را تجربه کرده اند، وجود نوعي شقاق در ميان حاکميت و حکومت بوده به اين معني که خودي عليه خودي درون حاکميت صف کشيده است و کساني که نخبگان اصلي جامعه و متولي حکومت هستند در مقابل هم ايستاده اند.
او خاطرنشان کرد: بسياري از اين اتفاقات در اثر آموزش هاي موسسات غربي که درون اين کشورها به نام موسسات صلح، آزادي، دموکراسي و ... ايجاد شده بود، رخ مي دهد چرا که موسسات ياد شده تاثير فکري، آموزشي و تعليماتي خود را بر عده اي گذاشته و آنها را به تعبير خود، تبديل کرده بودند به پرندگان گردن چرخان که در موقع احساس خطر و مواقع خاص زبان و بيان آنها 180 درجه مي چرخد و لسان غرب در کشورشان مي شوند اما چنين شقاقي هيچ گاه ميان نخبگان رسمي در کشور ما ايجاد نشده است.
مشاور رييس جمهور در دولت اصلاحات تصريح کرد: علاوه بر آن، در فضاي قانوني و سازوکارهاي حکومتي و حاکميتي ما انديشه اي شده که جلوي چنين شقاق هايي را بگيرد که از جمله آن مي توان به اصل مترقي ولايت فقيه اشاره کرد که فصل الخطاب در همه امور هستند و اجازه نفوذ چنين مسايلي را به درون حاکميت و حکومت نمي دهند.
تاجيک گفت: مساله ديگر انديشه والاي حضرت امام(ره) است که مجمع تشخيص مصلحت را در نظر گرفتند که بسياري از اختلافاتي که در نهادهاي مختلف ايجاد مي شود به اين شورا برده مي شود، مورد حل و فصل قرار مي گيرد و اجازه نمي دهد که ميان نهادها اختلافي ايجاد شود.
وي اظهارداشت: از موارد ديگري که در آستانه انقلاب هاي رنگي در اين جوامع وجود داشت، فعال بودن سفارت آمريکا در اين کشورها و ديگر موسسات غربي است که به نام نهادهاي مختلف مدني و تحقيقاتي که اقدام به تعليم و آموزش دانشجويان و گروه هاي مختلف جوان مي کردند و بسيار هم موثر بودند.
او ادامه داد: ديگر پديده اي که در آستانه انقلاب هاي رنگي در اين کشورها مي شود نام برد، سيطره سنگين روسيه بر اين کشورها است و مردم اين کشورها دچار يک نوع روان پريشي شده اند و به دنبال مفري هستند تا از اين فضا آزاد شوند براي همين به غرب و فرهنگ و حضور آن خوش آمد مي گويند براي فرار از سيطره اي که قوميت، باور، حکومت و فرهنگ آنان را براي ساليان سال تحقير کرده است.
تاجيک تصريح کرد: اما چنين فضايي اساسا در کشور ما حادث نشده و بايد گفت که هيچ شباهتي هم ميان جامعه ما و جوامعي که در آن انقلاب رنگي حادث شده وجود ندارد چرا که جامعه ما داراي يک فرهنگ و تمدن 6 هزار ساله است که کمتر جامعه اي از چنين تمدن و فرهنگي غني برخوردار مي باشد.
اين کارشناس مسائل استراتژيک افزود: آمار در کشور ما نشان مي دهد که اکثر مردم ما به مليت و ايراني بودن خود افتخار مي کنند و تجربه تاريخي نشان مي دهد که هر زمان مورد هجمه خارجي قرار گرفتيم، اين فرهنگ، تمدن و دين ما بوده که روي مهاجم تاثير گذاشته و او شبيه ما شده است.
*توصیه به دانشجویان
محمدرضا تاجیک در پایان برنامه گفتگوی خبری شبکه دوم سیما نیز خطاب به دانشجویان گفت: دانشجویان عزیز اگر تاکنون کلامی از بنده آموخته اند، این کلام دوم باشد که من مطمئنم که دانشجویان این مرز و بوم به شعور و رشادتی رسیدند که تشخیص بدهند در عصر منطق به سر می بریم.
مشاور خاتمی و موسوی ادامه داد: اقدامات هیجانی و احساسی کور هستند و راه به جایی نخواهند برد و باید حریم قانون را پاس داشت.
عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی افزود: دانشجوهای ما به این بلوغ رسیده اند که ادامه صدای دیگران در دانشگاه نباشند و خودشان سخن بگویند و پژواک سخن دیگری در دانشگاه نباشند. دانشجو همیشه یک قشر آوانگارد و پیشرو محسوب می شود و دیگران باید به او تاسی کنند و دانشجو باید تولید تدبیر کند نه برعکس.
تاجیک در پایان گفت: دانشجو باید با درایت و هوشیاری در داخل دانشگاه عمل کند و نباید با حرکات تند و احساسی عمل کردن و فراقانونی حرکت کردن برای حضور بیگانگان و اهئاف خصمانه اشان آماده سازی کند.
عوامل میدانی فتنه به دستور سران فتنه تصمیم گرفته اند با پلاکاردهایی با شعارهای انگلیسی در 22بهمن حضور پیدا کنند!
در حالی که مردم ایران یکپارچه برای راهپیمایی گسترده 22 بهمن آماده می شوند، انتشار برخی بیانیه ها برای سبزها مسئله ساز شده است.
به گزارش رجانیوز بعد از واکنش دست و پا شکسته برخی احزاب اصلاحات طلب به انتشار بیانیه موسوم به شورای
هماهنگی جبهه اصلاحات، دبیر کمیسیون ماده 10 احزاب نیز به میدان آمد تا از تکذیب رسمی این بیانیه از سوي 8 حزب اصلاح طلب سخن بگوید. این در حالی است که انتشار بیانیه حزب اعتماد ملی نیز واکنش هایی را در میان اعضای این حزب به دنبال داشته است.
در بیانیه موسوم به شورای هماهنگی جبهه اصلاحات ضمن دعوت از مردم برای حضور در راهپیمایی 22 بهمن، با لحنی اهانت آمیز آمده بود:«در ۲۲ بهمن با نماد سبز مي آييم تا اعلام نماييم وا اسفا از تنگ نظري و كوته بيني {...} كه بر صدر نشسته اند و هر معترض و منتقدي را عامل بيگانه و فريب خورده و برانداز مي دانـند و هـر انتـقادي را تـخريب، كـه ظرفيـت انقـلاب اسـلامي و پويايي آن در گرو تضارب انديشه و افكار است و نابودي كشور، سرنوشت محتوم سيستم هاي تك صدايي.»
در ذیل این بیانیه که از سوی سایت های حامی میرحسین موسوی منتشر شد، نام احزاب و گروه های مختلفی چون حزب مشاركت ايران اسلامي، سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي ايران، مجمع نمايندگان ادوار مجلس، انجمن اسلامي مدرسين دانشگاه ها، حزب اسلامي كار، حزب مردم سالاري، حزب كارگزاران ايران اسلامي، حزب همبستگي و مجمع مدرسين و محققين حوزة علمية قم به چشم می خورد.
بعد از انتشار این بیانیه برخی چهره های اصلاح طلب به تکذیب آن پرداختند. محمد هاشمی طی مصاحبه ای با شبکه ایران هرگونه اقدامی که منجر به ایجاد تفرقه در میان مردم شود را رد کرد. وی با اظهار بی اطلاعی از بیانیه موسوم به شورای هماهنگی جبهه اصلاحات گفت:«قبل از انتخابات، آقای هدایت آقایی نماینده حزب کارگزاران در این شورا بود که اکنون ایشان در زندان هستند و یقینا اطلاعی از این بیانیه ندارند.»
عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، همچنین همراه داشتن نماد در 22 بهمن را به شدت تقبیح کرد و ضمن رد مفاد این بیانیه، بر حضور وحدت آفرین مردم در این راهپیمایی تاکید نمود.
حجتالاسلام محمدتقی فاضل میبدی، عضو ارشد مجمع مدرسین و محققین وابسته به جناح اصلاح طلبان حوزه علمیه قم نیز بیانیه صادره ازسوی شورای هماهنگی جبهه اصلاحات را بیانیه ای تند خواند که "بوی جنگ و دعوا میدهد". وی همچنین با اشاره به این مطلب که نام مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم، به عنوان یکی از امضاکنندگان این بیانیه آورده شده است، اعلام کرد که این بیانیه مورد تصویب اعضای این مجمع نیست.
در عین حال محمد سلامتی، دبیرکل سازمان مجاهدین انقلاب نیز بیانیه منتشر شده از سوی "شورای هماهنگی جبهه اصلاحات" را پیشنویس یک بیانیه دیگر خواند که اشتباها منتشر شده است!
پس از این اظهارنظرها بود که دبیر کمیسیون ماده 10 احزاب از تکذیب این بیانیه سخن گفت. محمود عباس زاده مشكيني با بيان اينكه در ماده 16 قانون احزاب، گروههاي سياسي از ارتكاب افعالي منع شده اند كه نقض وحدت ملي و تلاش براي ايجاد و تشديد اختلاف ميان صفوف ملت جزو اين افعال است، با اشاره به بیانیه موسوم به شورای هماهنگی گفت:«در پي انتشار اين بيانيه دبيرخانه كميسيون ماده 10 احزاب ديروز بعد از ظهر رسماً و كتباً از احزاب عضو شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات خواست كه موضع خود را در خصوص مفاد بيانيه منتشره مورد اشاره رسماً اعلام كنند، كه تا ساعت 13 امروز سه شنبه 20/11/88 پاسخ هشت حزب به دبيرخانه واصل شده است كه مفاد بيانيه مورد اشاره را تأييد نكرده و يا بيانيه هاي مستقل صادر كرده اند و رونوشت آن را به دبيرخانه كميسيون ماده 10 احزاب ارسال كرده اند.»
انتشار این بیانیه های جعلی و عدم واکنش جدی به آن از سوی سران اصلاح طلبان شاید به نوعی پرده از شیوه انتشار بیانیه های این جریان برداشت. بیانیه هایی که از سوی مراجع نامعلوم و مثلا برای امیدبخشی و روحیه دادن به اقلیت شکست خورده و رادیکالیزه کردن روند آنها صادر می شود و سران این جریان نیز با مماشات از کنار آن عبور می کنند. یا اینکه در نهایت تنها در واکنش به پرسش های مکرر به تکذیب لفظی اکتفا می کنند.
انتشار این بیانیه در حالی است که بیانیه اعتماد ملی هم مسئله ساز شده است. مطابق اعلام منتجب نیا سخنگوی اعتماد ملی، این حزب هم اکنون در تعطیلی به سر می برد و طبیعی بود که از همان آغاز این بیانیه نیز با واکنش اعضا مواجه شود.
محمد جواد حق شناس، محمد رضا خباز، محمد رئوف قادری، کامران احمدیان و... از جمله چهره هایی بودند که به بیانیه اعتمادملی واکنش نشان دادند یا آن را تکذیب کردند. و این البته جای سوال بود که چرا چنین بیانیه ای بدون هماهنگی با اعضا و تصویب در شورای مرکزی از سوی حزبی صادر می شود که دبیر آن تا پیش از این از حزب گرایی و ضرورت وجود احزاب در کشور سخن می گفت.
محمد رئوف قادری، یکی از اعضای شورای مرکزی اعتماد ملی انتشار این بیانیه را یک "طرح مفتضح" خواند و گفت:«ملت ایران باشکوه تر از 9 دی ماه این بار در روز 22 بهمن در پاسخ به رسانه های بیگانه و حامیان خارج نشین رفراندومی را برای دشمنان به نمایش خواهند گذاشت تا دیگر با چنین طرحهای مفتضحی اجازه اظهار نظر نداشته باشند.»
گفتنی است چندی پیش سید حسین معصومی، عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی و رئیس شاخه فرهنگیان این حزب از همراهی به آقای کروبی استعفا داده بود. در عین حال برخی دفاتر استانی اعتماد ملی هم نسبت به تندروی های دبیرکل واکنش نشان داده بودند و بعضا با استعفا یا صدور بیانیه خط خود را از کروبی جدا کرده بودند.
به نظر می رسد اصلاح طلبان در یک سردرگمی بی نظیر به سر می برند و این مسئله با ریزش های شدید در میان حامیانشان تشدید نیز شده است. انتشار بیانیه هایی از این دست را شاید بتوان نتیجه فقدان هماهنگی و رهبری مشخص در این جبهه دانست
شماري از چهرههاي برجسته و شاخص فراكسيون اقليت مجلس از مستند "شاخص " واحد مركزي خبر حمايت كردند.
به گزارش فارس در حالي كه برخي از رسانههاي موسوم به جريان اصلاح طلب از پخش مستند شاخص كه پيرامون حضرت امام ساخته شده است انتقاد كردهاند، امروز در حاشيه جلسه علني مجلس شماري از چهره هاي شاخص فراكسيون اقليت(اصلاح طلبان) مجلس بيانيه 180 تن از نمايندگان در حمايت از برنامه هاي صدا و سيما پيرامون حضرت امام به ويژه مستند شاخص را امضا و تاييد كردند.
بنا براين گزارش مسعود پزشكيان وزير بهداشت دولت اصلاحات، مهدي سنايي، محمد حسين مقيمي، مهرداد لاهوتي، علي اصر يوسف نژاد، مصطفي كواكبيان و نيز داريوش قنبري از جمله اعضاي شاخص اقليت بودند كه اين بيانيه را امضا كردند.
در ميان امضاء كنندگان اين بيانيه امضاي برخي نمايندگان همچون بيگلريان نماينده ارامنه جنوب، محمد رضا باهنر و نيز ابوترابي فرد ديده ميشود.
حجتالاسلام حیدر مصلحی امروز در گردهمایی مشترک امنیتآفرینان فجر تهران، گفت که "به اعتقاد نظریهپردازان آمریکایی، تکنولوژی و ایدئولوژی به عنوان دو چالش اساسی پیشروی استکبار و دنیای غرب قرار دارد.
به گزارش رجانيوز، وزیر اطلاعات با بیان اینکه آنها با کنترلی که در بحث فضاسازی رسانهای دارند، اجازه نمیدهند این بحران از سوی رسانهها پوشش خبری داده شود و به شدت این موضوع را کنترل میکنند، گفت که "رییسجمهور آمریکا چندی پیش اذعان کرد به هیچوجه نتوانسته است با بحران اقتصادی مقابله کند. هر چند که اجازه اطلاعرسانی در این حوزه را به رسانهها ندادند."
مصلحی با اشاره به ایدئولوژی بهعنوان چالش دیگر غربیها، گفت: انقلاب اسلامی بر پایه اسلام ناب محمدی شکل گرفته و از همان ابتدا مؤسسات فراوانی در جهان غرب برای شناسایی انقلاب اسلامی به وجود آمد و این موسسات یک مشکل عمده داشتند و آن هم اینکه به دست آوردن اسلام ناب از طریق مطالعات علمی امکانپذیر نیست.
وزیر اطلاعات خاطرنشان کرد: اسلام ناب از شیعه بهوجود آمده و مقولهای از باب ولایت است که با عشق، محبت و دل سر و کار دارد. آن کس که در این مقوله نباشد، نمیتواند موضوع را درک و فهم کند.
وی یادآور شد: وقتی ولیفقیه در جایگاه خود اشارهای میکند و ولایتمداران حرف ولی خود را اجابت میکنند، این موضوع هرگز نمیتواند از طریق مطالعات و تحقیقات علمی شناسایی شود.
مصلحی "جنگ نرم" را "یکی از راههای مقابله استکبار با اسلام" خواند و افزود: این جنگ نرم، تفاوتهای بسیار زیادی با جنگ نرمهایی که در دیگر کشورها صورت گرفته، دارد؛ اما بههیچوجه در انقلاب اسلامی جواب نمیدهد هر چند آنها جنگ نرم را متناسب با شرایط هر کشور طراحی میکنند.
حرکتی از بیرون نظام مرکزیت فتنه را هدایت میکرد
وزیر اطلاعات با بیان اینکه "امروز استکبار جنگ نرم را متناسب با شرایط اسلام ناب طراحی کرده است" گفت که "استراتژی و تاکتیک، روش و ابزاری که فتنهگران در جریانات پس از انتخابات به کار گرفتند، در قالب جنگ نرمی بود که با طراحی خارجی علیه نظام صورت گرفت."
وی تاکید کرد: در اینکه فتنهگران برای استکبار جریانسازی میکرند، شکی نیست و بر اساس اسنادی که از گروههای فتنه به خصوص سران رده اول آنها بهدست آمده، این مهم ثابت شده که چه کسانی، از کجا و با چه هدفی این فتنه را شروع کردند.
مصلحی با بیان اینکه "حرکتی از بیرون
نظام مرکزیت فتنه را هدایت میکرد" خاطرنشان کرد: شناخت این مرکزیت درحال
انجام است. نکته قابل توجه این است که مرکزیتی با چند واسطه این فتنهها
را در داخل هدایت میکرد.
به زعم وی، "در همه فتنههای پس از انقلاب این مرکزیت وجود داشته و سعی
کرده نیروهایی از داخل را بهعنوان ابزار در خدمت فتنه داشته باشد."
استراتژیهای جریان فتنه چه بود؟
وزیر اطلاعات با اشاره به اینکه مرکزیت در حرکت جریان فتنه اخیر چند استراتژی را دنبال میکرد، اظهار داشت: پیروزی در هر صورت از جمله این استراتژیها بود، استراتژی دوم حضور و نگهداری مردم در خیابان و نشان دادن حضور آنها به عنوان معترضین بود.
وی یادآور شد: در این راستا جریان فتنه موضوعات مختلفی را همچون کمیته صیانت از آرا، ستاد پویش، سازمان مردمی و ستاد 88 شکل داد و با صدور بیانیههای مختلف سعی کرد در مسیر حرکت مردم به سمت جریان فتنه نقشآفرینی کند.
مصلحی تصریح کرد: حرکتی که در بحث استراتژی بعدی جریان فتنه شکل گرفت، استفاده ابزاری از زنان بود، بهطوری که ما دیدیم افرادی که از این جریان حمایت میکردند درصدد ایجاد بیبند و باری و لاابالیگری در میان جوانان بودند؛ اینکه زنی با همراه داشتن چهار گذرنامه مختلف در همه اغتشاشات در جمع اراذل و اوباش حضور داشته و با توسل به ارتباطاتش با آنها سعی کرد در همه اغتشاشات این جمعیت را به صحنه بیاورد، نمونه بارز آن است.
وزیر اطلاعات خاطرنشان کرد: جریان فتنه سعی کرد در حوزههای علمی که در فتنههای ادوار گذشته همواره جایگاهش در بین فتنهگران خالی بوده، از این پایگاه برای همراهی استفاده کند که در مواردی نیز با استفاده از ابزار آقازادهها در این راه موفق بود.
مصلحی گفت: بهکارگیری آقازادهها و ارتباطات فامیلی با هفت تا هشت واسطه را در جریان فتنههای اخیر دیدیم. اینها بهدنبال فتح پایگاه حوزههای علمیه هم بودند.
به گفته وزیر اطلاعات، ارتباط با بیگانگان و سفارتخانههای خارجی، استراتژی دیگر جریان فتنه بود، وقتی اعترافات و مطالب بازداشتشدگان روز عاشورا را مطالعه میکردم، آنچه برایم مسلم بود اینکه بسیاری از کشورها با برنامهریزی در این فتنهها نقش داشته و مقابل نظام قرار گرفتند.
وی تاکید کرد: در پیش داشتن تز هدایت اجتماعات و اعتراضات مختلف و تلاش برای تصدی جنبش در عرصههای مختلف اقتصادی، اجتماعی و قومی از دیگر استراتژی های جریان فتنه بود، حضور و برنامهریزی آنها در مسائل اقتصادی برای ایجاد چالش علیه نظام بود که در این راه حرکتی آغاز شده ولی مجموعه اطلاعاتی کشور تسلط خوبی بر این حرکت دارد.
حضور عناصری با سابقه اطلاعاتی و نظامی در حرمتشکنی عاشورا
وزیر اطلاعات در بخش دیگری از سخنان خود از حضور عناصری با سابقه اطلاعاتی و نظامی در جریان فتنه و ایفای نقش آنها در وقایع پس از انتخابات و حرمتشکنی عاشورا خبر داد و گفت: براساس آنچه وقایع روز عاشورا نشان داد، متوجه شدیم حرکت این روز، اطلاعاتی و نظامی بود که هدایتشده شکل میگرفت.
وی خاطرنشان کرد: یکی از پیچیدگیهای فتنه، وجود عناصری مرتبط با فتنه در نظام بود که این افراد با صدور بیانیههای مختلف سعی در تشویش اذهان و جلبنظر مردم داشتند.
مصلحی خاطرنشان کرد: آموزش اطلاعاتی و ضد اطلاعاتی برای اغتشاشگران از سوی جریان فتنه توجیه اعضای ستادها، کمک به شناسایی نیروهای اطلاعاتی مقابلهکننده با فتنه از دیگر استراتژیهای دشمن برای مقابله با نظام بود.
وی یادآور شد: پایبندی جریان فتنه به حرفی که از روز اول در مورد انتخابات، تقلب و ابطال آن زدند، در حقیقت در قالب جنگ نرمی بود که استکبار علیه نظام آغاز کرده است.
وزیر اطلاعات تاکید کرد: کسانی این حرف را میزدند که خود در این کشور و نظام برگزارکننده انتخابات بودند و میدانستند موضوع تقلب آن هم در این سطح غیر واقعی است و امکانپذیر نیست.
وی با اشاره به بیانات مقام معظم رهبری مبنی بر اینکه خواص حرفهای دو پهلو نزنند و موضع خود را مشخص کنند، گفت: خطابهای رهبری به خواص صریح و روشن بود ولی با کمال تاسف این آقایان هیچ واکنشی در این خصوص نداشتند. چرا که استنادشان برای تقلب در انتخابات پوچ و توخالی بود.
جای خالی دستگاههای فرهنگی در مقابله با جنگ نرم
مصلحی یکی دیگر از کارهای لازم برای مقابله با جنگ نرم را، "اقدامات متناسب با برنامههای دشمن" دانست و گفت: جنگ نرم کمهزینه است بنابراین سعی میکنند از طریق فضاهای مجازی و رسانهای مردم را تشویق به مشارکت کنند، ما هم باید اقدامات کمهزینهای در مقابل آن انجام دهیم که آن شناسایی خانههایی است که با جنگ نرم همکاری میکنند و این میتواند از سوی پایگاههای بسیج انجام شود.
مصلحی گفت: حکومتها در جنگ نرم دچار ضعف بینش و فهم شدند بنابراین دشمنان از این ضعف استفاده میکنند. پس باید ما این مسیر را با قوت و جدیت ادامه دهیم و روی ترمیم نقاط ضعف خود سرمایهگذاری کنیم.
به گفته وزیر اطلاعات،دشمن از طریق جنگ نرم سعی میکند صاحبان دانش و مهارت را از همکاری با حکومت بازدارد. این یکی از توطئههای استکبار است که سازمانهای اطلاعاتی آنها بهدنبال دانشمندان ما میروند تا زمینه ورود را به پروژههای علمی و تحقیقاتیشان فراهم کنند. این در واقع خنثی کردن نقش نخبگان است.
وزیر اطلاعات در پایان خاطرنشان کرد: امروز جای خالی دستگاههای فرهنگی در مقابله با جنگ نرم در کشور احساس میشود. ما معتقدیم همه باید در مقابل فتنه و جنگ نرم با هم همراه باشند.
به گزارش جهان در این نامه آمده است:
جناب آقاي ضرغامي! سوال جدي اين جاست كه چرا رسانه ملي پس از گذشت دو دهه از درگذشت امام راحل به پخش اين سخنان اقدام مي كند؟! اي كاش جنابعالي، كمي زودتر قفل آرشيو خاك خورده صدا و سيما را به روي سخنان انقلابي حضرت امام مي شكستيد و اجازه نمي داديد عده اي اين سخنان و آن آرمانهاي بزرگ را در طول دو دهه از اذهان ملت و مسوولان پاك كنند به حدي كه امروز سخنان انقلابي امام امت، نه فقط براي جوانان بلكه براي ميانسالان نيز تازگي دارد و بسياري از شنيدن اين سخنان تعجب و حيرت مي كنند.
متن كامل اين بيانيه به شرح ذيل مي باشد:
جناب آقاي ضرغامي
سلام عليكم
پس از تاكيد رهبر انقلاب بر ضرورت مشاهده تحول در صدا وسيما در متن حكم انتصاب مجدد جناب عالي براي رياست آن سازمان چند صباحي است كه بارقه هايي از تحول مشاهده مي گردد. استفاده از بخشي كوچكي از ظرفيت فراوان رسانه ملي در مسير آرمانهاي اصيل انقلاب پس از حماسه 9 دي، اگر چه از سويي جاي تشكر و تقدير دارد اما يقينا اكنون كه بخشي از اين ظرفيتها عينيت يافته است بايد نسبت به كوتاهي هاي گذشته رسانه ملي در حق آرمانهاي امام(ره) و انقلاب، افسوس و تاسف خورد.
جناب آقاي ضرغامي!
اگر چه انتقادات و حرفهاي بسياري در خصوص كوتاهي ها و ضعف هاي رسانه ملي خصوصا در موضوعاتي همچون ترويج روحيه تجملگرايي، اشرافيت، مصرف زدگي در برنامه هاي صدا و سيما با شما داريم و توجه به موضوعاتي همچون عدالت رسانه اي، مبارزه با فقر و فساد و تبعيض و... همچنان در رسانه ملي مغفول مانده است، اما در اين مقطع حساس كه برخي اقدامات مثبت صدا وسيما نظير برنامه تحسين برانگيز «ديروز، امروز، فردا» با حضور برخي از اساتيد انقلابي و عدالتخواه و واكاوي مستند تاريخ انقلاب در اين برنامه، پخش مستند «شاخص» از مواضع حضرت امام (ره) و همچنين اجراي مناظره هاي تلويريوني در برنامه «به سوي فردا» و... كه موجب حمله و اعتراض عده اي از سياسيون و مطبوعات و... به رسانه ملي شده است بر خود واجب مي دانيم كه به عنوان فرزندان معنوي حضرت روح الله از اين اقدامات مثبت تشكر و قدراداني كينم.
با ذكر مقدمه فوق جنبش عدالتخواه دانشجويي، لازم مي داند در قالب چند نكته زير مواضع خود را در خصوص رويكرد اخير رسانه ملي و برخي واكنش هاي سياسيون به آن اعلام دارد:
1- پخش سخنان كوبنده و انقلابي رهبر كبير انقلاب اسلامي در مقابل گرو هاي منحرف و معاند و تببين شيوه انقلابي عمل ايشان در مقابل كساني كه به نام خدمت به كشور و مردم در صدد انحراف انقلاب از خط اصيل خود و ترويج اسلام امريكايي در مقابل اسلام ناب محمدي بودند، تنها گوشه اي از تلاش هايي است كه ميتواند در راستاي تبيين خط امام صورت گيرد.
در دوراني كه عده اي به نام و شعار خط امام كاملا بر خلاف خط امام عمل ميكنند ضرورت روشنگري از سوي رسانه ملي بسيار ضروري تر مينمود و اين عمل در محل خود جاي تقدير فراوان دارد. طبيعي است كه عده اي كه با پخش اين بيانات روشنگر منافعشان به خطر ميافتد فرياد "سوء استفاده از خط امام" را سر دهند.
همان جرياني كه ساليان متمادي پس از رحلت امام خميني (ره) تلاش فراوان خود را در راه قرائت كردن و كاناليزه نمودن و ترويج يك نوع امام همه كس پسند و پاستوريزه مصروف داشته است طبيعي است كه با پخش چهره اي واقعي از امام راحل در رسانه ملي انگ "پخش گزينشي سخنراني هاي امام راحل" به رسانه ملي بچسباند. بايد بگوييم كه تنها اين اندكي از واقعيت بيانات امام راحل است كه در حال پخش است و ما منتظر پخش ساير بيانات انقلابي ايشان از رسانه ملي هستيم.
جناب آقاي ضرغامي! سوال جدي اين جاست كه چرا رسانه ملي پس از گذشت دو دهه از درگذشت امام راحل به پخش اين سخنان اقدام مي كند؟! اي كاش جنابعالي، كمي زودتر قفل آرشيو خاك خورده صدا و سيما را به روي سخنان انقلابي حضرت امام مي شكستيد و اجازه نمي داديد عده اي اين سخنان و آن آرمانهاي بزرگ را در طول دو دهه از اذهان ملت و مسوولان پاك كنند به حدي كه امروز سخنان انقلابي امام امت، نه فقط براي جوانان بلكه براي ميانسالان نيز تازگي دارد و بسياري از شنيدن اين سخنان تعجب و حيرت مي كنند.
جناب آقاي ضرغامي! اي كاش كمي زودتر به تحليل چرايي و چگونگي خيانت بني صدر به ملت ايران پرداخته بوديد. اي كاش قضاياي خلع آقاي منتظري از قائم مقامي رهبري و بيانات امام نسبت به ايشان را زودتر براي جوانان باز كرده بوديد؟ اي كاش ماجراي دخالت آيت الله شريعتمداري به عنوان يك مرجع تقليد، در كودتا عليه امام و امت را پيش از اينها بازخواني كرده بوديد و اي كاش...
به راستي اگر تاريخ انقلاب و سخنان حضرت امام پيش از اين در رسانه ملي پخش شده بود عده اي مي توانستند به اين راحتي ادعاي خط امامي بودن بكنند و از آن براي فريب مردم سوء استفاده نمايند؟
2- اقدام ديگري كه محل تحسين است حضور اساتيد انقلابي و عدالت خواه در رسانه ملي ميباشد. تعداد زيادي از اساتيد انقلابي و عدالتخواه در ساليان گذشته حتي پس از روي كار آمدن دولتي با شعارعدالت از داشتن تريبون رسمي براي بيان نظرات دلسوزانه خود محروم بوده ،ولي در عين حال همواره مظلومانه و جانانه از آرمان هاي انقلاب اسلامي دفاع نموده اند. با اين اوصاف هنوز بسياري از آنان را در رسانه ملي مشاهده نكردهايم و جاي سوال است كه چرا پيش از اين از آنان در برنامه هاي رسانه ملي استفاده نشده است؟ با اين حال منتظريم كه به جاي حضور ليبرال ها و بيگانگان با مباني انقلاب در رسانه ملي شاهد حضور بيشتر اساتيد انقلابي در ساير برنامه هاي رسانه ملي باشيم و اميدواريم كه اين برنامه ها و حضور اساتيد انقلابي، اقدامي تاكتيكي و مقطعي براي مقابله با يك جريان خاص نباشد!
3- رهبر انقلاب و عدالتخواهان به تبع فرمايشات ايشان همواره به اشرافيت موجود در ميان مسئولان اعتراض نموده و با جديت تمام آنرا از مسئولين مطالبه نموده است. پرداختن به تقبيح اشرافيت ميان مسئولان و آقازاده ها در رسانه ملي شروع اقدامات مبارك ديگري است كه بايد آنرا به فال نيك گرفت. اما سوال جدي مطرح است كه زماني كه همين اساتيد انقلابي با صداي بلند به ترويج و مانور تجمل ميان مسئولين كه به نام وجهه اسلام و راحتي مسئولين براي خدمت، صورت ميگرفت و اعتراض به برنامه هاي ظالمانه "تعديل اقتصادي" كه نتيجه اي جز بيشتر شدن شكاف فاصله بين فقرا و مستضعفين با اغنيا نداشت؛ چرا كسي فرياد هاي آنها را نشنيد و رسانه ملي صداي آنان را به گوش مردم نرسانيد؟ اگر اين اقدامات همان زمان صورت مي گرفت آيا اين زمان شاهد اين همه رفاه طلبي در ميان مسئولين ميبوديم؟ و آيا جناحين چپ و راست مي توانستند سالها، اشرافيت دولتمردان و بي توجهي به مستضعفان را در اين كشور رواج دهند؟ اميدواريم اين تقبيح اشرافيت به ساير برنامه ها و فيلم ها و سريال هاي رسانه ملي نيز سرايت كند و رسانه ملي خود اولين عمل كننده به اين مسئله در برنامه هاي خود باشد.
از هفت سال گذشته عدالتخواهان به دنبال تاكيدات رهبر معظم انقلاب دريافتند كه بايد سخنراني هاي حضرت امام از رسانه ملي پخش گردد اگر چه صدا و سيما بيش از هفت سال از رهبري انقلاب عقب افتاده است اما اقداماتي اين چنيني حتي اندك و براي جبران عقب ماندگي ها را بابد قدر دانست و به شدت از اين دستآورد استفاده كرد تا دوباره شاهد فاصله گرفتن بيشتر رسانه ملي از منويات رهبر انقلاب نباشيم.
به اميد ظهور عدالت گستر گيتي
جنبش عدالتخواه دانشجويي
به گزارش جهان، بيانيه اخير گروه موسوم به شورای هماهنگی جبهه اصلاحات در فراخوان مردم به راهپيمايي 22 بهمن از همين قبيل است.
اين بيانيه كه با لحني بسيار تند و زننده و عباراتي چون " در 22 بهمن می آییم تا اعلام نماییم وا اسفا از تنگ نظری و کوته بینی کوچکانی که بر صدر نشسته اند و هر معترض و منتقدی را عامل بیگانه و فریب خورده و برانداز می دانـند... " سعي در تهييج مردم براي به حاشيه كشاندن راهپيمايي سرنوشت ساز سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي را دارد با بررسي هاي به عمل آمده مشخص شد كه از جانب گروهي افراطي و بدون هماهنگي با بزرگان اصلاح طلب تهيه و منتشر شده است.
ماجرا از آنجا آغاز مي شود كه تهيه كنندگان اين بيانيه اصل صدور آن را به شور گذاشته و پس از راي اكثريت گروه ها به لزوم صدور بيانيه اي براي هماهنگي با ديگر احزاب و گروه ها در دردعوت مردم به راهپيمايي ، طيف افراطي اصلاح طلب اقدام به تهيه بيانيه اي تند بدون هماهنگي با ديگر گروه ها كرده و آن را به نام شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات منتشر مي كند.
اين در حالي است كه با انتشار اين بيانه نزاعي جدي ميان گروه هاي اصلاح طلب درباره آن درگرفته و گروه هايي چون مجمع روحانيون مبارز و مجمع محققين و مدرسين حوزه علميه قم با انجام مصاحبه ها و ارسال پيام هايي از آن برائت جسته اند.
بنا بر اين گزارش، مجمع روحانيون مبارز با صدور بيانيه اي مناسب از مردم خواسته است تا در راهپيمايي 22 بهمن شركت كنند همچنين، شنيده ها حاكي از آنست كه حزب كارگزاران نيز با انتشار بيانيه اي جداگانه از مردم برای شرکت در راهپیمایی دعوت کرده است.
تا بدين لحظه هويت واقعي نويسندگان اين بيانيه جعلي مشخص نشده است




